خانه زیست شناسی تربت حیدریه
 
 
علمی - آموزشی - اطلاع رسانی
 
ساختمان ریشه تک لپه ایها:



ریشه تک لپه ایها دارای خصوصیات زیر می باشد:
1- استوانه مرکزی عموما در این گیاهان رشد بیشتری یافته و دستجات آوندی متعدد می باشند ( هرگز کمتر از 6*21 نیست ) . رشد آبکش و چوب مطابق قاعده بوده لیکن متاگزیلم فراوانتر است.
2- در اثر رشد متاگزایلم ( متا زایلم ) ، مغز کاهش یافته است.
3- در اغلب موارد دایره محیطیه وجود ندارد و در اینصورت آوندها مستقیما با آندودرم تماس حاصل می کنند.
4- سلول های آندودرم تنها دارای کادر چوب پنبه ای نمی باشد بلکه جدارهای آنها برخی موارد در تمام سطوح و برخی موارد در سطوح جانبی و داخلی ضخیم و چوبی می گردد. مثلا در زنبق و Smilax به شکل U در می آید.
5- لایه چوب پنبه از دو لایه تشکیل شده که به آن سوبروئید Suberoide می گویند. باید توجه داشت که سوبروئید از نظر منشاء با سلول های چوب پنبه اختلاف دارد زیرا سوبروئید به ساختمان نخستین تعلق دارد و مانند سلول های چوب پنبه در ردیف های شعاعی قرار نگرفته اند.
6- ساختمان پسین در تک لپه ایها وجود ندارد به استثناء صبر زرد Aloe ، دراسنا Dracena ، یوکا Yucca و نارگیل cocus
در پایان چند نمونه ریشه تک لپه را مشاهده می کنید :
1- زنبق






2- ذرت





3- ارکیده



 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 14:11  توسط زهرا حسینی  | 

علائم گرمازدگی چیست؟

در مطلب قبل در مورد عواملی که باعث گرمازدگی می شوند و افرادی که بیشتز از سایر افراد در معرض خطر گرمازدگی هستند ، صحبت کردیم.

این علائم شامل : پوست خشک و داغ – عدم تعریق – پوست ابتدا قرمز شده و سپس رنگ پریده یا کبود می شود – تنفس کوتاه و سریع – نبض سریع و ضعیف – افزایش دمای بدن به بیش از 40 درجه – سردرد – گرفتگی عضلات – گشادی مردمک چشم – علائم روحی و روانی آن شامل : زدن سخنان بی ربط ، گیجی ، رفتار پرخاشگر، آشفتگی و هیجان، توهم– بی حالی ، رخوت و بی حسی ( واکنش های بدن بیش از حد آرام و آهسته می شود ) و تشنج است.

علائمی که نشان می دهد در معرض گرمازدگی هستید، شامل :

ضعف و خستگی – کشیدگی و درد عضلات – استفراغ و تهوع – پوست رنگ پریده و چسبناک– دمای طبیعی بدن – گرفتگی عضلات – سرگیجه – ضعف و غش – ادرار زرد تیره یا نارنجی – سردرد و اسهال است.

تشخیص گرمازدگی

پزشک علائم شما را بررسی کرده و میزان فشارخون و دمای بدن شما را اندازه می گیرد.

دماسنج مقعدی بیشتر از دماسنج دهانی در این موارد کاربرد دارد. در این حالت پزشک نمونه ادرار و خون شما را با تجویز آزمایش های مربوطه بررسی می کند.

درمان گرمازدگی

درمان عوارض مرتبط با گرمازدگی بستگی به شدت آن دارد.

درمان فوری گرمازدگی

گرمازدگی یک فوریت پزشکی است. اگر دیدید کسی دچار گرمازدگی شده، فوراً یک آمبولانس خبر کنید یا هر چه سریع تر او را به نزدیک ترین بیمارستان برسانید.

اولین اقدام ، کاهش هر چه سریع تر دمای بدن فرد است.

بنابراین اولین کاری که شما باید انجام دهید این است که :

1- لباس های فرد را درآورده و بدن او را در آب سرد فرو برید. اگر چنین امکانی وجود نداشت، با استفاده از یک پارچه یا حوله یا اسفنج ، بدن فرد را با آب سرد خیس کنید یا اینکه قطعات یخ را به آرامی به بدن فرد بمالید.

اگر مقدار آبی که در اختیار دارید کم است، ابتدا سر و گردن او را خنک کنید. تکه های یخ را روی گردن ، زیر بغل و کشاله ران او قرار دهید. توسط یک تکه کاغذ یا حوله یا پنکه ، او را باد بزنید.

2- بعد از حمام گرفتن ، فرد را در مکان خنکی قرار دهید.

3- پاهای فرد را در محل بالاتری نسبت به بدن او قرار دهید تا جریان خون بیشتر به طرف سر او برود.

4- دست ها و پاهای فرد را ماساژ دهید تا خونی که خنک شده ، به سمت مغز و مرکز بدن او برود.

5- اگر شخص به هوش است، او را تشویق کنید تا کم کم آب یا یک نوشیدنی خنک بنوشد. ولی اگر شخص بی هوش باشد، نمی توانید این کار را انجام دهید، بنابراین همانطور که گفتم بدن او را خنک کنید تا وقتی به هوش آمد، آب بنوشد.

6- وقتی بدن فرد خنک شد، هر 10 دقیقه یک بار دمای بدن او را از طریق مقعد اندازه گیری کنید تا دمای بدنش کمتر از 5/38 درجه سانتیگراد نشود.

هنگامی هم که بدن فرد را در آب سرد فرو می کنید، باید مراقب باشید تا دمای بدنش کمتر از 5/39 درجه نشود. اگر هم دماسنج در اختیار نداشتید، تا وقتی که با لمس کردن بدن او احساس می کنید خنک نشده، عمل خنک کردن را ادامه دهید. ولی به محض خنک شدن بدن فرد ، عمل خنک کردن ( در آب سرد یا به شکل دیگر ) را متوقف کنید و اگر دمای بدن او مجدداً افزایش یافت، عمل خنک کردن را از نو شروع کنید.

مراقبت بیمارستانی از فرد گرمازده :

در بیمارستان امکانات بهتر و روش های دقیق تری برای کنترل دمای بدن وجود دارد. در آنجا دمای مرکزی بدن به طور مرتب کنترل می شود تا فرد دچار افت ناگهانی دمای بدن ( هیپوتِرمی ) نشود. آزمایشات خونی برای تعیین مقدار نمک و سایر املاح موجود در خون انجام می شود و مایع درمانی برای حفظ تعادل الکترولیت ها و آب بدن صورت می گیرد.

بعد از اولین گرمازدگی بایستی برای مدت چند هفته مقدار آب و نمک بدن و نیز عوارضی مثل ناتوانی کلیه کنترل شود . بعد ازاین حالت برای چند هفته، تغییرات دمایی بدن رخ خواهد داد که طبیعی است.

درمان ضعف و گرفتگی عضلات ناشی از گرمای زیاد :

معمولاً این عوارض را می توان در منزل درمان کرد.

- فرد باید در محل خنکی در منزل استراحت کند، لباس های نازک و نخی بپوشد، لباس های اضافی خود را در آورد، بدن خود را با آب سرد بشوید یا بوسیله یک حوله خنک مرطوب نگه دارد یا تکه های یخ را به بدن خود بمالد.

- همچنین از کولر یا پنکه برای خنک کردن خود استفاده کند.

- یک نوشیدنی خنک ، حاوی نمک بنوشد. مثلاً یک قاشق چایخوری یا مرباخوری نمک را در یک لیتر آب حل کند و در طی یک ساعت کم کم آن را بنوشد. همچنین می تواند یک قاشق غذاخوری شکر یا پودر شربت را برای افزایش کالری نوشیدنی، به آن اضافه کند. اگر فرد مسن است یا نمی تواند نوشیدنی شور بنوشد، باید او را به بیمارستان ببرید.

- گرفتگی عضلات را می توان با ماساژ دادن آنها برطرف کرد. باید روی محل گرفتگی فشار دهید و حوله ی گرمی روی آن قرار دهید. مصرف یک نوشیدنی شور، از عود گرفتگی پیشگیری می کند.

- فردی که دچار این عوارض شده است، حداقل باید 24 ساعت استراحت کند.

در مطلب بعدی در مورد اثرات گرمازدگی بر بدن و راه های پیشگیری از آن صحبت خواهیم کرد.

منبع :

نیره ولدخانی – کارشناس تغذیه تبیان

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 13:1  توسط زهرا حسینی  | 
تب خونریزی‌دهنده کریمه-کنگو یک بیماری حاد تب دار و خونریزی دهنده‌است که ازطریق گزش کنه ویا تماس با خون یا ترشحات یا لاشه دام و انسان آلوده منتقل می‌شود. بیماری اولین بار در سال ۱۹۴۴ در کریمه اوکرائین شرح داده شد ونام تب خونریزی دهنده برای آن اعلام گردید. در سال ۱۹۶۹ معلوم شد پاتوژن ایجاد کننده تب خونریزی دهنده کریمه کنگو مشابه همان بیماری است، که در سال ۱۹۵۶ در کنگو مشاهده گردیده‌است ازاینرو ارتباط این دو مکان و بیماری باعث اسم فعلی شد. CCHF در انسان بیماری شدیدی همراه با مرگ و میر حدود ۳۰ ٪ ایجاد می‌کند و شیوع بیمارستانی آن نیز بسیار بالا می‌باشد.

عامل اتیولوژی

عامل بیماری CCHF ویروسی از گروه آربوویروس خانوادهبونیاویریده جنس نایروویروس که تحت عنوان ویروسهای بندپابُرد (arthropod-borne virus) می‌باشد. شایع‌ترین ناقل‌ها کنه‌ای به نام هیالوما می‌باشد.

اپیدمیولوژی

ویروس CCHF به وسیله کنه هیالوما منتقل می‌شود. مخزن ویروس در طبیعت اصولا کنه‌ها می‌باشد و گاو، گوسفند، بز وخرگوش نیز به عنوان مخزن مطرح می‌باشند. این ویروس از طریق تماس مستقیم با خون یا ترشحات بیمار، لاشه حیوان آلوده (انتقال به قصابها و سلاخها) سبب ایجاد همه‌گیری‌های ناگهانی می‌گردد. این بیماری بیشتر در مناطق صحرایی آفریقا، اروپای شرقی، خاور میانه عراق، هند، افغانستان، پاکستان، ایران و غرب چین مشاهده می‌گردد. شیوع بالایی از بیماری در بین پرسنل نظامی کارکنان بیمارستانها، کشاورزان و اشخاصی که با دام سروکار دارند مشاهده می‌گردد. بیماری در فصول گرم سال از اواخر فروردین تا اواخر شهریور (زمان رشد و تکثیر کنه‌ها) شیوع پیدا می‌کند. مواردی در بین اعضای خانواده بیمار و پرسنل پزشکی بعد از آلودگی با خون یا ترشحات بیمار رخ داده‌است. پرندگان به بیماری مقاومند (غیر از شترمرغ) لیکن می‌توانند با پخش کنه‌های آلوده باعث اپیدمی گردند. بیماری در حیوانات بدون علامت می‌باشد.

علائم بالینی

دوره کمون بیماری به طور متوسط چهار روز و حداکثر دوازده روز می‌باشد. معمولاً تا روز چهارم علائم غیر خونریزی مانند تب، سردرد، احساس سرما، خستگی درد عضلانی، پرخونی صورت، پرخونی ملتحمه و چشم، استفراغ و دردهای بالای معده می‌باشد. علائم خونریزی از روز چهارم شروع می‌شود که به صورت پتشی در مخاط دهان و پوست، خونریزی از لثه‌ها، بینی، معده، روده ورحم و زیر پوست ناحیه ساق پا و دستها ظاهر می‌شود. مرگ بیمار ناشی از شوک، کم خونی خونریزی شدید ریوی، عفونت منتشر و اختلال انعقادی داخل عروقی پیش رونده‌است.

مشخصات عامل

عامل بیماری ویروسی از خانواده Bunyaviridae و جنس Nairovirus است. این ویروس دارای پوشش پروتئینی (Envelop) است و قطر ساختمان ویروس nm100 - 85 است و از گروه RNAهای یک رشته‌ای است. (Enveloped Virion 85-100nm – Single Strand – negative Sense RNA) مقاومت ویروس در برابر حرارت کم است و در دمای 56˚C به مدت ۳۰ دقیقه از بین می‌رود. بنابراین پختن گوشت و یا پاستوریزه کردن شیر باعث از بین رفتن ویروس می‌شود، ضمنا ویروس می‌تواند در خون به مدت ۱۰ روز در دمای 40˚C مقاومت کند. ویروس در محیط اسیدی مثلا اسید استیک دو درصد (و یا محیط اسیدی ایجادشده پس از جمود نعشی) از بین می‌رود و همچنین در برابر هیپوکلریت سدیم یک درصد (Hypochlorite) و محلول دو درصد Glutaraldehyde و یا ضدعفونی کننده‌های فنولیک Phenolic 5 تا سه درصد، حساس است. صابون و مایعات یا مواد شستشو دهنده با اینکه ویروس از بین نمی‌برند ولی تا حدی ویروس را غیر فعال می‌کنند. با توجه به اینکه اسیدوزی که پس از چند ساعت از ذبح دام در جسد حیوان پیدا می‌شود. موجب از بین رفتن ویروس می‌شود در کشتارگاههای صنعتی لاشه دام به مدت ۲۴ ساعت در فضای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری می‌شود تا ویروس از بین برود. فریز کردن گوشت در منزل در دمای منفی ۱ تا منفی ۴ درجه سانتی گراد نیز ویروس را از بین می‌برد.

روش تشخیص

در هفته اول بیماری و در مرحله تب می‌توان با نمونه گیری از خون ویروس را جدا کرد همچنین می‌توان ویروس را از نمونه‌های بافتی مثل بافت کبد، طحال، کلیه، غدد لنفاوی جدا کرد.

ویروس را می‌توان در کشت سلولی تهیه شده از بافت کلیه میمون کشت داد و یا توسط آزمایش PCR (Polymerase Chain reaction) اثر ویروس را در نسخه برداری معکوس Reverse Transcriptase مشاهده کرد.

به وسیله آزمایشهای سرمی نیز می‌توان به جستجوی آنتی بادی پرداخت از جمله می‌توان از آزمایشهایی نظیرE LISA، IFA (Immunofluerescense Antibody)، خنثی سازی ,Neutralizing ab CFT Compliment fixation test) ثبوت عناصر مکمل) استفاده کرد. معمولا پس از شش روز IgM قابل اندازه گیری است و تا چهار ماه در خون باقی می‌ماند ولی IgG را تا پنج سال می‌توان در خون بررسی کرد اما در حالتهای فوق حاد و مرگ آور در ابتدای بیماری معمولا هیچگونه آنتی بادی در خون (قبل از شش روز) قابل اندازه گیری نیست بنابراین تشخیص بر پایه جداسازی ویروس از خون و بافتها به روش کشت سلولی و یا تشخیص آنتی ژن ویروس بروشهای IFA, EIA و PCR (polymerase chain reaction) است.

همچنین با اندازه‏گیری SGOT و SGPT می‌توان به عفونت ویروس در کبد Viral Hepatitis پی برد معمولا در مبتلایان SGOT بالاتر از SGPT است.

درمان

اساس درمان حمایتی است و شامل تنظیم آب و الکترولیت و درمان اختلال انعقادی درون رگی پیش رونده‌است. توجه کنید که درمانهای اختصاصی توسط پزشک انجام می‌شود.

پیشگیری

  1. بیمار مشکوک به CCHF باید ایزوله شود و با افراد خانواده و پرسنل بیمارستانی در تماس نباشد. کلیه وسایل بیمارستانی مانند ماسک، دستکش، روپوش، پیش بند، لوله‌های خون، سرنگهای استفاده شده و هر وسیله‌ای که با ترشحات بیمار درتماس بوده باید سوزانده شود.
  2. سمپاشی منازل و اصطبل‌ها جهت کاهش کنه‌ها
  3. مصرف مواد ضد عفونی جهت گندزدایی توالت‌ها، محیط آلوده به خون و ترشحات بیمار
  4. به دلیل اینکه متاسفانه دام بدون علامت است، باید از مصرف گوشت تازه خودداری شود و دام پس از ذبح تا ۲۴ ساعت در دمای منفی ۱ تا ۴ قرار گیرد تا ویروس‌های آن کشته شوند و پس از آن مصرف شود.
  5. در هنگامی که پرسنل مراقب بیمار در معرض تماس پوستی یا پوستی مخاطی با خون، مایعات بدن و یا فضولات بیمار قرار می‌گیرند بایستی فوراً سطح آلوده را با آب و صابون بشویند.[۱]

لازم به ذکر است که این بیماری واکسن ندارد.

هشدار بهداشتی: از خرید گوشتهای بازرسی نشده بدون مهر دامپزشکی (کشتار غیر مجاز) خودداری کنید.

منبع : ویکی پدیا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 18:11  توسط محمد جباری  | 
شپش‌ (Pediculus)۴۱۵۶۴۶۶.jpg

مقدمه:

اگر چه بهبود وضعیت بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی تاثیر بسزایی در کاهش آلودگی به شپش داشته است، اما همچنان این انگل گستردگی جهانی دارد، به طوری‌که در دهه گذشته در ایالات متحده آمریکا هر سال ۶ میلیون مورد ابتلا به شپش گزارش می‌شود.
شپش مختص جامعه یا طبقه اجتماعی خاصی نبوده و تمام افراد جامعه را مخصوصا در فصول سرد سال ممکن است درگیر کند. شیوع این بیماری در کودکان بسیار بیشتر است و در جنس مونث شایع‌تر از جنس مذکر است.

ابتلا به شپش سر در تمام جوامع دیده میشود و برای مثال در بچه های مدارس ابتدایی کانادا در هر زمان حدود ۲% ابتلا به شپش سر وجود دارد به عبارتی دیگر ابتلا به شپش سر ارتباطی با وضعیت اقتصادی نداشته در تمام طبقات اجتماع ممکن است رخ دهد و حتی در مومیایی های مصر باستان هم رشک های مرده دیده شده است

این حشره، به دنبال تماس‌های نزدیک بین فردی یا هنگامی که افراد خانواده در فصول سرد برای تامین گرما لباس‌های بیشتری می‌پوشند و به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند، از شخصی به شخص دیگر انتقال می‌یابد.

معرفی شپش:

شپش حشره کوچکی به رنگ سفید مایل به خاکستری است که دارای دهانی مخصوص مکیدن خون، دو شاخک و سه جفت پای کوتاه است.

شپش یک انگل خارجی بدن انسان محسوب می‌شود. می‌تواند سر، بدن و عانه را آلوده کند. تخم شپش «رشک» نام دارد و بیضی شکل و سفیدرنگ و به اندازه ته سنجاق است و به مو و درز لباس‌ها می‌چسبد.

شپش در مو و لباس زندگی می‌کند و فقط به خاطر تغذیه روی سطح بدن می‌آید و خودش را به پوست بدن می‌چسباند و پوست را سوراخ کرده و بزاق خود را در زیر پوست تزریق نموده و با مکیدن خون، مواد زائدی را نیز از خود دفع می‌کند. همین تلقیح مواد زائد و بزاق به زیر پوست منجر به ایجاد برآمدگی قرمز رنگ خارش‌داری می‌گردد.

از نظر شدت و شیوع آلودگی به انواع شپش، عواملی چون سن، جنس، نژاد، وضعیت اقتصادی و اجتماعی موثر شناخته شده‌اند. آلودگی در تمام گروه‌های سنی دیده می‌شود ولی شپش سر در کودکان (سنین مدارس ابتدایی) شیوع بیشتری دارد.

نکته اینجاست که اگر چه به طور معمول شپش در جوامع فقیر و متراکم شایع‌تر است، ولی در شرایط همه‌گیری کلیه طبقات اجتماعی و اقتصادی جامعه را فرا می‌گیرد و حتی در جوامع چندنژادی مشاهده شده که شپش سر در سفیدپوستان شایع‌تر از سیاه‌پوستان است.

شپش سر چیست؟
شپش سر عفونتی انگلی است که توسط انگلی به نام پدیکولوس هومانوس کاپیتیس (PEDICULUS HUMANUS CAPITIS) ایجاد می شود. شپش سر یک بیمارى انگلى است که در سراسر دنیا حتى در کشورهاى توسعه یافته نیز به وفور مشاهده مى شود. شیوع بیمارى به وضعیت اجتماعى و اقتصادى خاصى محدود نشده و در تمام سطوح جامعه یافت مى شود. على رغم شیوع بیمارى در جامعه آمار دقیقى از میزان آن درکشور وجود ندارد.دختران بیش از پسران مبتلا مى شوند و بچه ها در سنین مدرسه بیشتر از بزرگسالان در معرض ابتلا هستند.

طول عمر این مزاحم‌هاى کوچک کمتر از ۳۰ روز است. اما هر شپش ماده‌ بین ۵۰ تا ۱۵۰ عدد تخم به جا می‌گذارد که هر کدام از این تخم‌ها در یک کپسول بسیار چسبناک قرار گرفته‌اند. این کپسول از فاصله تقریبا ۵ میلیمترى ریشه مو به مو می‌چسبد و به راحتى جدا نمی‌شود.
 ۸۴۶۵۱۶۳۱.jpg

عامل بیمارى شپش سر چیست؟
عامل مولد بیمارى یکى از انواع شپش است که به طور اختصاصى موهاى سر را درگیر مى کند. شپش بالغ با حرکت روى سر روزانه ۴ تا ۶ تخم روى موها قرار مى دهدکه به وسیله یک اتصال محکم به موها متصل مى گردند که به نام رشک (Nit) نامیده مى شوند که به رنگ سفید و چسبیده به ساقه مو مشاهده مى شود.

شپش سر حشره ای بدون بال است که در سر انسان زندگی کرده ، از آن تغذیه می کند.

شپش سر تقریبا هر چهار ساعت از خون تغذیه می کند.

دارای شش پا است که طوری طراحی شده اند که قادر به چنگ زدن به مو باشد ولی توانایی پریدن ندارد. شکستن هر پا (با شانه زدن ) باعث مرگ شپش خواهد شد.

اندازه آن حدود یک تا دو میلی متر است ، به عبارتی دیگر ریز، اما قابل مشاهده است .

شپش ماده بالغ طی عمر حدودا یک ماهه خود ، روزانه ۴ تا ۶ تخم می گذارد. این تخم ها به مو در نزدیکی پوست سر که دما و رطوبت مناسب را داراست می چسبند و پس از ۷ روز ، شپش ها از تخم سر بیرون می آورند و طی ۳ بار پوسته ریزی به شپش بالغ تبدیل می شوند.
علائم شپش سر
اولین علائم بالینی در سر، موقعی اتفاق می افتد که شپش شروع به حرکت می کند که معمولاً از حاشیه دو طرف سر شروع می شود و بعد به طرف مرکز سر گسترش می یابد. در این هنگام بیمار احساس خارش در سر می کند. به تدریج خارش سر افزایش یافته و در سر خراشیدگی با ناخن پیش می آید. گاهی در موارد پیشرفته غدد لنفاوی اطراف سر در ناحیه گردن برجسته می شود.

شپش سر انگلی است که روی پوست سر و موی انسان زندگی می کند و از خون و لایه های سطحی پوست تغذیه می نماید. شپش سر با شپش بدن تفاوت دارد و فقط در ناحیه سر دیده می شود.شپش ۲ تا ۴ میلیمتر طول دارد و به ندرت در حین معاینه با چشم دیده می شود .

اغلب آنچه که در بیمار مبتلا مشخص است تخم شپش (Nit) می باشد که به شکل بیضی شفاف تا سفید رنگ و حدود ۵/۰ میلیمتر به ریشه مو بطور مایل و در یک سمت مو می چسبد و به راحتی کنده نمی شود.

این تخمها به راحتی با شوره و ذرات پوسته سر و همچنین پوسته های سیلندری دور مو که اغلب رسوب تافت و نرم کننده های مو می باشند اشتباه می شود. تخم شپش به یک سمت مو در نزدیکی ریشه مو بطور مایل می چسبد و جدا کردن آن از موی سر با دست غیر ممکن است.

مراحل زندگی شپش روی سر
بعد از انتقال انگل شپش از انسان آلوده به انسان سالم، انگل بالغ یکی دو ماه زندگی می کند و انگل ماده در هر روز ۴-۶ تخم می گذارد که به ساقه موها می چسبند و شبیه ذرات سفید مانند شوره دیده می شوند. این تخمها به بالغ تبدیل شده و این سیر همچنان ادامه می یابد.

چگونه به شپش سر مبتلا می شویم؟

ابتلا به شپش سر در تمام جوامع دیده میشود و برای مثال در بچه های مدارس ابتدایی اروپای غربی  در هر زمان حدود ۲% ابتلا به شپش سر وجود دارد به عبارتی دیگر ابتلا به شپش سر ارتباطی با وضعیت اقتصادی نداشته در تمام طبقات اجتماع ممکن است رخ دهد و حتی در مومیایی های مصر باستان هم رشک های مرده دیده شده است .

ازدحام جمعیت باعث می شود که شپش بتواند از سری به سری دیگر برود و از آنجایی که تماس نزدیک در بچه ها امری شایع است ، شپش سر بیشتر در این گروه سنی اتفاق می افتد ، هر چند هر کس در هر شرایط آب و هوایی ممکن است مبتلا شود.

طول مو، جنس ، سن و رنک مو تاثیری در انتقال شپش نداشته ، شامپو کردن معمولی باعث از بین رفتن یا پیشگیری از آن نمی شود و شستشو با سرکه هم تاثیری ندارد.

تراشیدن موها اگر چه موثر است اما راه حل مناسبی به شمار نیامده کاملا غیرضروری است .

شپش سر به هر حال از سر فرد دیگری به شما یا خانواده شما منتقل شده و شکستن زنجیره انتقال تنها با درمان موثر و برررسی تمامی موارد تماس میسر می شود.

 ۷۶۶۵۵۵۳۶۵۴۶۵۷.bmp

انتقال چگونه صورت مى پذیرد؟
انتقال از یک فرد به فرد دیگر مى تواند از طریق تماس مستقیم یا استفاده از وسائل شخصى دیگران مثل شانه، کلاه، شال، حوله و روسرى صورت گیرد. انتقال در افراد خانواده به سرعت و سهولت رخ مى دهد. ابتلا قبلى به شپش ایمنى ایجاد نمى کند. بنابراین یک فرد ممکن است بیش از یکبار به بیمارى مبتلا گردد.

چگونه به وجود شپش سر مشکوک شویم ؟

بزاق و ترشحات شپش سر محرک بوده و باعث خارش قابل توجه می شود اما تقریبا همه افراد با اطلاع یافتن از وجود شپش سر در نزدیکان خود، ناگهان دچار خارش سر میشوند! بنابراین طبیعی است که صرفا وجود خارش کافی نبوده ، لازمست که معاینه و بررسی دقیق تری انجام شود خیلی از اوقات هم، مدرسه یا همسایگان ممکن است شما را از وجود شپش در دانش آموزان مطلع کنند و لازمست که شما خانواده خود را از این نظر بررسی نمایید.

شپش سر اغلب با چسبیدن به قاعده مو خود را از چشمان شما مخفی می کند، ضمن آنکه از نور و گرما هم گریزان بوده ، غالبا دور از تاج سر قرار می گیرد لذا بیشتر مشاهده رشک های چسبیده به سر است که شک به بیماری را بر می انگیزد.

چگونه مطمئن شویم که رشک را یافته ایم ؟ 

آنچه مهم است آن است که رشک را از شوره سر و سایر حالات مشابه افتراق دهیم، شوره سر در واقع پوست مرده است که به راحتی از مو جدا می شود. گاهی اوقات بقایای اسپری های مو هم ممکن است با رشک اشتباه شوند، اما توجه به چند نکته ما در تشخیص رشک کمک می کند: رشک ها همیشه یک شکل و تخم مرغی شکل بوده ، به مو در نزدیکی پوست سر چسبیده اند  و عمدتا در گیجگاهها، بالای گوش ها و پشت گردن دیده میشوند و برای جدا کردن آن ها از مو استفاده از ناخن ها ضروری بوده ، به راحتی جدا نمی شوند.

به هر حال برای پیدا کردن تخم شپش می بایست با حوصله تمام از یک گیجگاه به طرف مقابل ، منطقه به منطقه مو را گشت و بهتر است این کار زیر نور مناسب انجام شده و البته استفاده از یک ذره بین هم می تواند کمک کننده باشد. ضمنا این دقت را هم باید معطوف داشت که نزدیکی زیاد سر به فرد مورد معاینه ، می تواند باعث منتقل شدن شپش به سر فرد معاینه کننده شود.

تشخیص چگونه داده مى شود؟
شک به بیمارى اولین قدم تشخیص شپش سر است. همانطوریکه پیشتر نیز ذکر شد موارد شپش سر در تمام افراد جامعه حتى در افراد با رعایت بهداشت فردى بالا نیز ممکن است دیده شود. خارش سر بخصوص خارش بدون علت در یک کودک در سنین مدرسه باید از این جهت مورد بررسى قرار گیرد. به احتمال کم ممکن است بتوان شپش را از سر جدا کرد و با احتمال بیشتر مى تواند رشک هاى چسبیده به موى سر را یافت. در افراد بخصوص کودکانى که ضایعات عفونى مثل زرد زخم یا ضایعات شبه اگزمایى در ناحیه سر و پشت گردن به کرات دیده مى شود احتمال وجود شپش را باید مدنظر داشت.

علائم ابتلا چیست؟
وقتى شپش روى سر راه مى رود یا از خون فرد تغذیه مى کند علائم اصلى بیمارى یعنى خارش ایجاد مى شود. معمولاً خارش در ناحیه پشت سر و اطراف گوش ها بوده و یا دراین نقاط از شدت بیشترى برخوردار است.
پس از چند روز تا چند هفته خارش تشدید مى گردد. مى تواند به همراه عفونت هاى سر، چسبیدن موهاى سر به همدیگر و بزرگ شدن غدد لنفاوى پشت گردن باشد. اغلب شپش روى سر به راحتى دیده نمى شود مگر در مواردى که تعدادى زیاد از شپش روى سر وجود داشته باشد.

چگونه می توان از بروز بیماری پیشگیری کرد؟
با جدا کردن بیماران درمان نشده از افراد سالم و درمان سریع آنها می توان از انتقال بیماری جلوگیری کرد. ( در مکانهایی همچون مدارس و پرورشگاهها و …) با رعایت بهداشت تا حد زیادی می توان مانع ایجاد بیماری شد. زیرا انگل بر اثر مواد شوینده از بین می رود. هر چند تخم انگل خیلی مقاوم است.

پیشگیرى چگونه انجام مى شود؟
پیشگیرى معمولاً با ارتقا بهداشت کل جامعه است. درمان زودرس موارد با آگاهى دادن به والدین، آموزگاران و افراد دیگر جامعه مى تواند با کنترل هرچه سریعتر موارد مبتلا به کاهش ابتلا سایرین کمک کننده باشد. و در آخر لازم به ذکر مجدد است که شپش سر در هر طبقه اجتماعى و اقتصادى مى تواند دیده شود و رعایت دقیق موازین بهداشتى هرچند بسیار مفید و کمک کننده ولى احتمال ابتلا را منتفى نمى سازد
عوامل سرایت
شپش سر از طریق انتقال مستقیم از انسان آلوده به انسان سالم ایجاد می شود، خصوصاً از طریق لوازم شخصی آلوده مثل شانه، کلاه، روسری، ملحفه و غیره به سرعت منتقل می شود.
این بیماری در سنین مدرسه (۱۸-۷ سالگی) بسیار شایع تر از سنین دیگراست و در هر دو جنس مذکر و مؤنث دیده می شود. هر چند در دختران به علت موهای بلند و پر حجم، بیشتر دیده می شود. این بیماری اگر به مدت طولانی ادامه یابد ، احتمال گسترش آن به قسمت های دیگر بدن وجود دارد.

۸۶۴۶۸۴۶۴۱.jpg
راه درمان

سابق بر این تنها راه نجات از دست شپشها، تراشیدن موها از ته بود. اما امروزه شامپوهاى ضد شپش همه جا در دسترس هستند. فرد شپش‌زده باید یک دوره مشخص از این نوع شامپوها استفاده کند. این شامپو‌ها به علت دارا بودن ترکیبات شیمیایى بخصوص باعث مرگ شپش‌ها می‌شوند و به مرور زمان با حل کردن کپسول تخم‌ها آنها را از مو جدا می‌کنند. شامپو‌هاى ضد شپش از شوینده‌هاى قوى به شمار می‌آیند و تا حدى نیز سمى هستند. اگر زخم‌هاى سر زیاد باشد، استفاده از این نوع شامپو‌ها می‌تواند تولید عفونت کند. بهتر است قبل از استفاده حتما با پزشک مشورت شود.

اولین نکته این است که درمان فرد بیمار در آلودگی به شپش تاثیرگذار نیست. حتی اگر با بهترین روش‌ها نیز درمان شود. چرا که اگر فردی در مجاورت و تماس نزدیک با یک فرد آلوده به شپش قرار داشته باشد، حداکثر تا ۲ هفته بعد مجددا آلوده می‌گردد، پس مهمترین اصل در مبارزه با شپش، انجام درمان دسته‌جمعی و همگانی و رفع آلودگی از کلیه لوازم و وسایل مورد استفاده افراد به طور همزمان است.

مهمترین نکته در مهار شپش دانش‌آموزان هم بازدید روزانه موی سر و در صورت لزوم بازدید لباس و بدن آنها توسط معلمان و مربیان مدارس و ارجاع سریع موارد آلوده به واحدهای بهداشتی درمانی برای درمان فرد آلوده به همراه خانواده و اطرافیان وی است. پس از درمان ضدشپش، احتمال انتقال آلودگی از بین می‌رود و دانش‌آموز می‌تواند به مدرسه بازگردد.
در اوایل ، که بیماری هنوز گسترش نیافته است با کوتاه کردن موها، استحمام روزانه و جوشاندن وسایل شخصی می توان آن را از بین برد.

همانگونه که گفته شد شپش ها جزو حشرات محسوب می شوند ، بنابراین برای مقابله با آنها می بایست از یک حشره کش استفاده کرد که به شکل شامپو یا کرم قابل شستشو ساخته شده است .
اغلب بیماران توسط شامپوهاى مخصوص و بندرت داروهاى خوراکى درمان مى شوند. نکته مهم این است که باید تمام افرادى که ساعات زیادى را در کنار هم سپرى مى کنند مثل اعضا یک خانواده همزمان مورد درمان قرار گیرند. هرچند که علامتى وجود نداشته باشد وحتى در معاینه توسط پزشک نیز علامتى دال بر دیگرى در سایر افراد خانواده وجود نداشته باشد. بنابراین اگر یک فرد در یک خانواده مبتلاست تمامى اعضا باید درمان گردند. معمولاً علت شکست درمان بیماران نیز عدم رعایت همین نکته است. برخى موارد درمان نیاز به تکرار پس از یک هفته دارند که ضرورتاً باید انجام گیرد. روسرى، شانه، برس، کلاه، شال و روبالشى و ملحفه بایددر آب داغ شسته شوند. لوازم بهداشتى فردى باید در الکل خیسانده شده و یا در حرارت نسبتاً بالا شسته شوند. ضدعفونى و شست و شوى فرش و موکت ومبلمان ضرورتى نداشته و نیازى به ضدعفونى کردن کل خانه وجود ندارد. استفاده از شانه هاى با دندانه ریز جهت برداشتن رشک چسبیده به موها مى تواند کمک کننده باشد ولى تراشیدن موهاى سرتوصیه نمى گردد.

نکات مهم در مورد دارو درمانی در شپش سر :

نکته اول و مهمترین نکته این است که این داروها شدیدا سمی است . این داروها به هیچ عنوان خوراکی نیست . دارو را در حمام مصرف کنید و بعد از آلوده شدن دست به دارو هرگز دست را به دهن نگذارید و با دست آلوده چیزی نخورید

شامپوهای ضد شپش بسیار مؤثر هستند.شامپوی Lindane(GBH) که در بزرگسالان بکار می رود برای اطفال و خانمهای حامله توصیه نمی شود.شامپوی Permethrin ۱% مناسب است .شامپو باید به تمام موها مالیده و ده دقیقه باقی بماند.سپس شسته و یک هفته بعد تکرار شود.این شامپو تخمها را از بین نمیبرد . لذا بعد از آن باید با محلول حاوی نسبت مساوی از سرکه و آب و با شانه ریز موها پاک شوند. شامپوی Hegor Antipoux تخمها را نیز از بین میبرد.تمام افراد خانواده باید با هم درمان شوند. هر چه که با سر بیمار در تماس بوده(شانه، ملحفه و کلاه)باید با آب گرم ۵۵ درجه شسته شوند.وسایلی که در اثر حرارت خراب می شوند باید به مدت ۲ هفته در کیسه دربسته باقی بمانند.

پرمترین‌
این‌ دارو به‌ عنوان‌ داروی‌ انتخابی‌درمان‌ شپش‌ توصیه‌ شده‌ است‌ و به‌صورت‌ شامپو، محلول‌ سرشوی‌،پودر، لوسیون‌ و کرم‌ موجود است‌.
    
نحوه‌ استفاده‌ شامپو:
ابتدا موها را مرطوب‌ نموده‌ سپس‌ باشامپو یا سرشوی‌ ۱ درصد موها راآغشته‌ نمایید. لازم‌ است‌ ماده‌ مورد نظرکاملا به‌ کف‌ سر و ساقه‌ مو مالیده‌ وماساژ داده‌ شود و آن‌ گاه‌ پس‌ از ۱۰دقیقه‌ شسته‌ شود. این‌ مشتقات‌ باعث‌مسمومیت‌ نمی‌شوند و اثر ابقایی‌ برموهای‌ سر دارد و تا ۱ هفته‌ در مو باقی‌می‌ماند و روی‌ رشک‌ نیز اثر کشندگی‌دارند. گاهی‌ اوقات‌ ضروری‌ است‌ که‌درمان‌ تکرار شود. در این‌ مورد نیزلازم‌ است‌ پس‌ از خشک‌ کردن‌ کامل‌موها و با استفاده‌ از روش‌ خیساندن‌ مودر سرکه‌ و شانه‌ کردن‌، رشکها را از موجدا کنید.

سایر فعالیتهای درمانی :
- درمان‌ علامتی‌ خارش‌ پدیدآمده‌ در هر سه‌ نوع‌ شپش‌ سر، تن‌ وعانه‌ عبارت‌ است‌ از تجویز آنتی ‌هیستامینها ، مانند هیدروکسی‌زین‌، توسط پزشک‌ معالج‌
- در صورت‌ وجود عفونت‌ ثانویه‌باکتریال‌ باید هر چه‌ سریعتر درمان‌آنتی‌بیوتیک‌ را برای‌ حداقل‌ ۱۰ روزشروع‌ کرد.
- وسایل‌ شخصی‌ و پوششی‌نظیر کلاه‌، روسری‌ و امثال‌ اینهابایستی‌ به‌ مدت‌ ۳۰ دقیقه‌ با آب‌جوشانده‌ شوند تا هم‌ شپش‌ و هم‌رشک‌ از بین‌ بروند و سپس‌ خشک‌شوند.
- استفاده‌ مرتب‌ از شانه‌ دندانه‌ریز در تشخیص‌، پیشگیری‌ و درمان‌شپش‌ سر توصیه‌ می‌شود و به‌ عنوان‌یکی‌ از راههای‌ تقویت‌ بهداشت‌فردی‌ مورد استفاده‌ می‌باشد. فاصله‌دندانه‌های‌ این‌ شانه‌ باید به‌ اندازه‌ای‌باشد که‌ عملا رشک‌ را از موهای‌ سرجدا نماید.

۴۱۵۶۴۶۶۱.jpg

درمان شپش سر با استفاده از سرکه :

راه دیگرى نیز براى مبازه با شپش‌هاى سر وجود دارد. دو قاشق غذا خورى سرکه را در یک لیتر آب حل کنید، سپس تمام سر و موها را با این محلول خیس کنید. بعد از چند دقیقه با یک شانه دندانه ریز موها را خوب شانه کنید. محلول آب و سرکه کپسول تخم‌ها را سست می‌کند و شانه دندانه ریز به جدا کردن آنها از موها کمک می‌کند.

همه لباسها و ملافه‌هایى که با فرد شپش‌زده در ارتباط بوده‌اند باید تا حد ممکن با آب داغ شسته شوند. درجه حرارت بالاتر از ۵۱ درجه شپش‌ها را از بین می‌برد. وسایلى که قابل شستشو نیستند را می‌توان به جاى دور انداختن در یک پلاستیک در بسته به مدت دو هفته در یخچال قرار داد.

اگر فرد یا فرزندان وی دچار این مشکل شده‌است حتما دوستان و اطرافیان را از مشکل خود آگاه کنید. دلیلى براى ترس یا خجالت وجود ندارد. جلوگیرى از گسترش بیمارى از بازگشت آن به سوى فرد هم جلوگیرى می‌کند.

اما بهترین راه بیشگیرى از شپش‌زدگى، استفاده از وسایل شخصى است. وسایلتان را به کسى قرض ندهید از کسى هم قرض نگیرید.

در درمان شپش سر دو نکته مهم را باید همواره به خاطر داشت:

۱- دو بار درمان به فاصله ۷ تا ۱۰ روز لازمست ، چرا که اگر چه با درمان نخست ، شپش های سر و اکثر تخم های آن از بین می روند ، اما از آنجایی که امکان سر برون آوردن آنها تا ۷ روز بعد از تخم ها وجود دارد ، لذا بهتر است به فاصله ۷ تا ۱۰ روز ، درمان مجدد انجام شود تا پیش از آنکه این شپش های جدید بالغ شده و توانایی حرکت پیدا کنند ، از بین بروند.

۲- تمام موارد تماس احتمالی باید درمان شوند، در غیر اینصورت همیشه احتمال ابتلای مجدد وجود خواهد داشت.

البته آنچه در کشور ایران برای این درمان این بیماری استفاده میشود عمدتا شامپو لیندین ۱ درصد و شامپو پرمترین ۱ درصد است . این فراورده ها برای بیش از ۴۰ سال است که مورد استفاده قرار می گیرند و غالبا غیر از عوارض نادر گذرا ، عارضه دیگری ندارند، اما مهم این است که درست مطابق آنچه توصیه شده است استفاده شده و بیش از حد مصرف نشوند، علاوه براین می بایست تمام موها بخوبی با آنها مرطوب شوند چرا که شپش سر کشته نمی شود مگر آنکه در تماس مستقیم با دارو قرار گیرد. ضمنا مثل استفاده از هر فرآورده دارویی دیگری لازمست که در مورد مصرف در زنان باردار ، مادران شیرده و نوزادان با پزشک مشورت انجام شود.

به یاد داشته باشید :

پس از درمان ، برداشتن رشک ها نه برای ادامه درمان و نه برای کنترل بیماری ضرورتی ندارد. در عین حال برای بسیاری این مسئله از نظر ظاهر مهم بوده و یا ممکن است مشکلاتی را در مدرسه ایجاد کند. بنابراین چاره ای نخواهد بود بجز جدا کردن رشک ها با ناخن یا استفاده کردن از شانه های دندانه ریز. به هر حال به عنوان یک قاعده کلی ، اگر در فاصله کمتر از ۴ سانتی متری پوست سر ، تخم شپش رویت نشود، بیماری درمان شده تلقی می شود و رشک های موجود روی موها با فاصله بیش از ۴ سانتی متر، اهمیتی از نظر انتقال بیماری ندارند.

شپش سر برخلاف شپش تنه ، ناقل هیچ بیماری دیگری نیست و از این بابت نگرانی وجود ندارد.

به خاطر داشته باشید اگر پس از دوبار درمان مجددا به شپش سر مبتلا شدید ، این بدان معنی است که فرد مبتلای درمان نشده ای در نزدیکی شما وجود دارد. بهر حال با ابتلای مجدد، دو دوره درمان مجدد هم لازمست .

نکات مهمی که لازم است بدانید :

دخترها بیشتر از پسرها به شپش سر مبتلا می شوند که علت آن تماس سر به سر بیشتر در این جنس می باشد . این نکته مهم است که هر کسی می تواند بدون ارتباط با شرایط اجتماعی – اقتصادی خاص یا وضعیت خاص بهداشت فردی اش به شپش مبتلا شود . شپش در آب زنده نمی ماند زیرا از طریق سوراخ های کوچکی که در اطراف بدنش بنام اسپیراکل دارد تنفس می کند بهمین دلیل در مناطقی مثل استخر قادر به فعالیت نیست و از طریق شنا و استخر منتقل  نمی شود .

اگر کودک شما مبتلا به شپش شد بدانید که بدترین اتفاق عالم برای او رخ نداده است و مهم ترین نکته آن است که در این خصوص والدین ترس بخود راه ندهند . البته شپش اگر برای مدتی بدون درمان بماند می تواند مشکلاتی برای سلامتی فرد و دیگران ایجاد کند . بزرگ ترین مشکل ایجاد حس مشمئز کننده ای است که در دوستان و اطرافیان فرد مبتلا بوجود آمده و به مختل شدن روابط بین فردی می انجامد .

ابتلا به شپش یکی از بیماریهای شایع در همه سنین بویژه در سنین مدرسه می باشد .

شپش علاوه بر ناراحتیهایی که در اثر گزش ایجاد می کند ،‌ناقل بیماری تیفوس و تب راجعه نیز می باشد .

بنابراین آگاهی از علائم و نشانه های این بیماری در مدارس ، گامی مثبت در جهت کنترل بیماری محسوب می شود .

۶۷۵۷۶۶۵۷۸۷۶۸۶۹۸۹۷۸۹۷.jpg

در چه مواردی موی سر دانش آموز باید بررسی شود ؟

۱ – وقتی یک مورد شپش در کلاس کشف شد تمام دانش آموزان همان کلاس باید بررسی شوند .

۲ – برادران و خواهران و اولیاء‌ دانش آموزان مبتلا نیز باید مورد بررسی قرار گیرند .

۳- موارد جدید باید فوراً درمان شوند .

۴ – وقتی بیش از سه کلاس یک مدرسه درگیر باشند تمام کلاسهای مدرسه باید از نظر شپش غربالگری شوند .

 ۵- چک کردن موی سر باید زیر نور کافی صورت پذیرد .

 ۶- دانش آموز مبتلا زمانی که دوره درمانش تمام شد یا تمام تخم ها از موهایش زدوده شد باید پذیرفته شود .

۷ – دانش آموز مبتلا باید بمدت ۱۴ روز مورد بررسی روزانه قرار گیرد .

۸ – اعضای خانواده باید تا ۱۰ روز موهایشان از نظر ابتلا به شپش  مورد بررسی روزانه قرار گیرد .

۸۴۶۴۶۵.jpg

چگونه به شپش سر مبتلا می شویم؟

ازدحام جمعیت باعث می شود که شپش بتواند از سری به سری دیگر برود و از آنجایی که تماس نزدیک در بچه ها امری شایع است ، شپش سر بیشتر در این گروه سنی اتفاق می افتد ، هر چند هر کس در هر شرایط آب و هوایی ممکن است مبتلا شود.

طول مو، جنس ، سن و رنک مو تاثیری در انتقال شپش نداشته ، شامپو کردن معمولی باعث از بین رفتن یا پیشگیری از آن نمی شود و شستشو با سرکه هم تاثیری ندارد.

تراشیدن موها اگر چه موثر است اما راه حل مناسبی به شمار نیامده کاملا غیرضروری است .

شپش سر به هر حال از سر فرد دیگری به شما یا خانواده شما منتقل شده و شکستن زنجیره انتقال تنها با درمان موثر و برررسی تمامی موارد تماس میسر می شود.
 
چگونه به وجود شپش سر مشکوک شویم ؟

بزاق و ترشحات شپش سر محرک بوده و باعث خارش قابل توجه می شود اما تقریبا همه افراد با اطلاع یافتن از وجود شپش سر در نزدیکان خود، ناگهان دچار خارش سر میشوند! بنابراین طبیعی است که صرفا وجود خارش کافی نبوده ، لازمست که معاینه و بررسی دقیق تری انجام شود خیلی از اوقات هم، مدرسه یا همسایگان ممکن است شما را از وجود شپش در دانش آموزان مطلع کنند و لازمست که شما خانواده خود را از این نظر بررسی نمایید.

شپش سر اغلب با چسبیدن به قاعده مو خود را از چشمان شما مخفی می کند، ضمن آنکه از نور و گرما هم گریزان بوده ، غالبا دور از تاج سر قرار می گیرد لذا بیشتر مشاهده رشک های چسبیده به سر است که شک به بیماری را بر می انگیزد

۸۶۴۵۱۴۳۱.jpg

چگونه مطمئن شویم که رشک را یافته ایم ؟ 

آنچه مهم است آن است که رشک را از شوره سر و سایر حالات مشابه افتراق دهیم، شوره سر در واقع پوست مرده است که به راحتی از مو جدا می شود. گاهی اوقات بقایای اسپری های مو هم ممکن است با رشک اشتباه شوند، اما توجه به چند نکته ما در تشخیص رشک کمک می کند: رشک ها همیشه یک شکل و تخم مرغی شکل بوده ، به مو در نزدیکی پوست سر چسبیده اند  و عمدتا در گیجگاهها، بالای گوش ها و پشت گردن دیده میشوند و برای جدا کردن آن ها از مو استفاده از ناخن ها ضروری بوده ، به راحتی جدا نمی شوند.

به هر حال برای پیدا کردن تخم شپش می بایست با حوصله تمام از یک گیجگاه به طرف مقابل ، منطقه به منطقه مو را گشت و بهتر است این کار زیر نور مناسب انجام شده و البته استفاده از یک ذره بین هم می تواند کمک کننده باشد. ضمنا این دقت را هم باید معطوف داشت که نزدیکی زیاد سر به فرد مورد معاینه ، می تواند باعث منتقل شدن شپش به سر فرد معاینه کننده شود.

آشنایی با شپش سر :

برای مبارزه با شپش بهتر است ابتدا حقایقی را در مورد آن بدانیم :

· شپش سر حشره ای بدون بال است که در سر انسان زندگی کرده ، از آن تغذیه می کند.

·  شپش سر تقریبا هر چهار ساعت از خون تغذیه می کند.

·دارای شش پا است که طوری طراحی شده اند که قادر به چنگ زدن به مو باشد ولی توانایی پریدن ندارد. شکستن هر پا (با شانه زدن ) باعث مرگ شپش خواهد شد.

· اندازه آن حدود یک تا دو میلی متر است ، به عبارتی دیگر ریز، اما قابل مشاهده است .

·  شپش ماده بالغ طی عمر حدودا یک ماهه خود ، روزانه ۴ تا ۶ تخم می گذارد. این تخم ها به مو در نزدیکی پوست سر که دما و رطوبت مناسب را داراست می چسبند و پس از ۷ روز ، شپش ها از تخم سر بیرون می آورند و طی ۳ بار پوسته ریزی به شپش بالغ تبدیل می شوند.

درمان:

چگونه از شر این مزاحمان راحت شویم ؟

همانگونه که گفته شد شپش ها جزو حشرات محسوب می شوند ، بنابراین برای مقابله با آنها می بایست از یک حشره کش استفاده کرد که به شکل شامپو یا کرم قابل شستشو ساخته شده است .

در درمان شپش سر دو نکته مهم را باید همواره به خاطر داشت:

۱- دو بار درمان به فاصله ۷ تا ۱۰ روز لازمست ، چرا که اگر چه با درمان نخست ، شپش های سر و اکثر تخم های آن از بین می روند ، اما از آنجایی که امکان سر برون آوردن آنها تا ۷ روز بعد از تخم ها وجود دارد ، لذا بهتر است به فاصله ۷ تا ۱۰ روز ، درمان مجدد انجام شود تا پیش از آنکه این شپش های جدید بالغ شده و توانایی حرکت پیدا کنند ، از بین بروند.

۲- تمام موارد تماس احتمالی باید درمان شوند، در غیر اینصورت همیشه احتمال ابتلای مجدد وجود خواهد داشت.

و اما برای درمان شپش سر ، چند فراورده موثر در داروخانه ها موجود است. آنچه در کشور ما برای این منظور استفاده میشود عمدتا شامپو لیندین ۱ درصد و شامپو پرمترین ۱ درصد است . این فراورده ها برای بیش از ۴۰ سال است که مورد استفاده قرار می گیرند و غالبا غیر از عوارض نادر گذرا ، عارضه دیگری ندارند، اما مهم این است که درست مطابق آنچه توصیه شده است استفاده شده و بیش از حد مصرف نشوند، علاوه براین می بایست تمام موها بخوبی با آنها مرطوب شوند چرا که شپش سر کشته نمی شود مگر آنکه در تماس مستقیم با دارو قرار گیرد. ضمنا مثل استفاده از هر فرآورده دارویی دیگری لازمست که در مورد مصرف در زنان باردار ، مادران شیرده و نوزادان با پزشک مشورت انجام شود.

چند نکته دیگر !

·  پس از درمان ، برداشتن رشک ها نه برای ادامه درمان و نه برای کنترل بیماری ضرورتی ندارد. در عین حال برای بسیاری این مسئله از نظر ظاهر مهم بوده و یا ممکن است مشکلاتی را در مدرسه ایجاد کند. بنابراین چاره ای نخواهد بود بجز جدا کردن رشک ها با ناخن یا استفاده کردن از شانه های دندانه ریز. به هر حال به عنوان یک قاعده کلی ، اگر در فاصله کمتر از ۴ سانتی متری پوست سر ، تخم شپش رویت نشود، بیماری درمان شده تلقی می شود و رشک های موجود روی موها با فاصله بیش از ۴ سانتی متر، اهمیتی از نظر انتقال بیماری ندارند.

·شپش سر برخلاف شپش تنه ، ناقل هیچ بیماری دیگری نیست و از این بابت نگرانی وجود ندارد.

·به خاطر داشته باشید اگر پس از دوبار درمان مجددا به شپش سر مبتلا شدید ، این بدان معنی است که فرد مبتلای درمان نشده ای در نزدیکی شما وجود دارد. بهر حال با ابتلای مجدد، دو دوره درمان مجدد هم لازمست

- دارو را هرگز در داخل حمام استفاده نکنید زیرا گرما باعث ایجاد بخاطر و تبخیر دارو می گردد که شدیدا برای شما سمی است .

منبع : سایت پزشکان ایران

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 21:58  توسط محمد جباری  | 

معمای واقعی تدریس زیست شناسی :

معمای واقعی آموزش زیست شناسی امروز این است :چگونه ما معلمان در جامعه ی آزمون محور کنونی از یک سو همانطور که از ما می خواهند کاری کنیم که دانش آموز ان مان نتایج خوبی در آزمون ها به بار بیاورند واز سوی دیگر بکوشیم دانش آموزان مان را با طبیعت آشتی دهیم ؟ به یاد داشته باشیم که این ترازو دو کفه دارد اما به نظر می آید که در حال حاضر یکی از این کفه ها سنگین تر است .بر عهده ی ماست که دو کفه ی این ترازو را به هم نزدیک تر کنیم .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 19:17  توسط محمد جباری  | 

مکانیسم های تولید ( روش های تولید ):

الف ) فتوسنتز  Photosynthesis : عمل تبدیل انرژی نورانی به انرژی شیمیایی

فرمول عمومی فتوسنتز به صورت زیر است :

Co2 +2H2A"(CH2O) + H2O+ 2A

این فرایند از دو مرحله آکسایش ( اکسیداسیون ) وکاهش ( احیاء ) تشکیل می یابد:

2H2A"4H+2A

4H+CO2"(CH2O)+ H2O

فتوسنتز کنندگان را به دو دسته کلی زیر تقسیم می کنیم :

1-     گیاهان سبز و جلبک ها

2-     باکتریهای فتوسنتز کننده

در مورد گیاهان سبز و جلبک ها ، A همان اکسیژن است . این موجودات آب را اکسده کرده و هیدروژن آب را با CO2 ترکیب نموده ، مواد آلی تولید می کنند و O2 آب نیز به صورت گاز به محیط پس می دهند.

در مورد باکتریهای فتوسنتز کننده ، H2A آب نیست ، و از این لحاظ به دو دسته می توان آنها را تقسیم کرد.

1-     دسته ای که منبع هیدروژن ، H2S است : مانند باکتریهای سبز گوگردی و باکتریهای گوگردی ارغوانی

2-     دسته ای که منبع هیدروژن ، ترکیبات آلی مانند اسیدها و کربوهیدرات ها است : مانند باکتریهای قهوه ای غیر گوگردی و غیر گوگردی ارغوانی

البته در این میان سیانو باکتریها استثنا می باشند زیرا بر خلاف دو دسته با لا تولید اکسیژن می نمایند. همانطور که اشاره شد فتوسنتز باکتریایی اکسیژن آزاد نمی کند. این باکتریها عموما در محیط های آبی ( دریاها و آب شیرین ) زندگی می کنند. در شرایط عادی ، نقش آنها در سنتزمواد آلی چندان قابل اهمیت نمی باشد، ولی اهمیت آنها در چرخه عناصر مانند گوگرد بسیار اساسی است.

باکتریهای گوگردی سبز و گوگردی آرغوانی ( گوگرد زا ) غیر هوازی اجباری هستند و محل زندگی آنها لایه های پایینی آب که در آن اکسیژن به صورت محلول در آب وجود ندارد( لایه احیاء کننده ) می باشد. سهم این باکتریها در دریاچه های عادی از سنتز مواد آلی بین 2 تا 5 درصد می باشد ولی در دریاچه های ساکن و غنی از H2S تا 25 در صد مجموع مواد آلی سنتز شده می رسد. ( تاکاهاشی و ایشیمورا )

بر عکس باکتریهای فتوسنتز کننده غیر گوگردی ، غیر هوازی اختیاری هستند . یعنی در محیط های دارای اکسیژن به صورت هوازیو در محیط های فاقد اکسیژن به صورت بی هوازیزندگی می کنند. علاوه بر این نحوه گرفتن انرژی در آنها در ارتباط با وجود نور و عدم وجود نور تغییر می کند. در حضور نور اتوتروف و در غیاب نور هتروتروف هستند. اهمیت اصلی این دسته به خاطر استفاده از مواد آلی به عنوان منبع هیدروژن است. همچنین در حذف آلودگی ها یی که از نوع ترکیبات آلی باشد در دریاچه ها و برکه ها نقش مهمی دارند. البته در استفاده از آنها بایستی جانب احتیاط را رعایت نمود.

 

ب ) شیمیو سنتز  Chmosynthesis : انرژی خود را از طریق برداشتن الکترون ها از مولکول های غیر آلی ، مانند آمونیاک ، سولفید هیدروژن به دست می آورند. این باکتریها قادر به تثبیت انرژی خورشید و تبدیل آن به انرژی شیمیایی نیستند. برخی از محققین شیمیو سنتز را همردیف فتوسنتز قرار می دهند . اما بسیاری از متخصصان میکروبیولوژی و اکولوژی ، شیمیو سنتز کنندگان را حدواسط تولید کننده و مصرف کننده طبقه بندی می نمایند. زیرا از از د و خصلت اصلی تولید ( سنتز مواد آلی و تثبیت انرژی نورانی ) فقط یکی را دارا می باشند.

باکتر یهای شیمیو سنتز کننده ترکیبات آمونیاکی را به نیتریت و نیترات ، سولفیدها مانند H2S را به سولفورها مانند SO4  و ترکیبات فرو را به فریک تبدیل می کنند.این تغییرات ماهیتا شبیه تبدیل هیدروکربن ها به CO2 یعنی تخلیه الکترون است . بنابراین شیمیوسنتز به پدیده مصرف نزدیک تر است تا تولید، زیرا  انرژی انباشته شده در ترکیبات کانی از طریق انرژی حاصل از فتوسنتز تامین شده است. بنابراین شیمیو سنتز وابسته به فتوسنتز است و در صورت قطع فتوسنتز، شیمیو سنتز نیز به پایان خواهد رسید.( شیمیو سنتز تا زمانی ادامه دارد که ذخیره ترکیبات آمونیاکی ، H2S و غیره که از طریق پدیده های زمین شناختی و غیر قابل تجدید حاصل شده به پایان برسد در حالیکه فتوسنتز فرایندی تکرار پذیر و تجدید شدنی است.

باکتریهای شیمیو سنتز کننده در محیط های تاریک قادر به زیستن و فعالیتند ، اما اغلب به اکسیژن نیاز دارند. نمونه های مانند باکتری بجیاتوآ که در چشمه های گوگردی است و نقش مهمی در چرخه گوگرد دارد و باکتریهای نیتروزوموناس و نیترو باکتر در چرخه نتیتروژن ، همچنین باکتری هیدروژن ( از جنس پسودوموناس ) که توانایی استفاده از H2 برای سنتز مواد آلی با استفاده از CO2 را دارد ( مناسب برای سفینه های فضایی ) از این دسته می باشند.

مکانیسم های تجزیه یا مصرف :

پدیده مصرف یا تنفس بر پایه نوع گیرنده الکترون به سه دسته زیر تقسیم می شود:

1-     تنفس هوازی Aerobic : در تنفس اکسیژن گازی به عنوان گیرنده الکترون عمل می کند ، مانند تنفس گیاهان و جانوران

2-     تنفس بی هوازی  Anaerobic : اکسیژن گازی گیرنده الکترون نیست ، بلکه یک ترکیب کانی و در نهایت عنصری غیر از اکسیژن به عنوان گیرنده الکترون عمل می کند. مانند باکتری دسولفوویبریو است که در اعماق پایین آب ترکیبات آزاد شده SO4 را تجزیه می کند و لایه های H2S تولید می نماید.

3-     تخمیر : مانند پدیده تنفس بی هوازی در محیط فاقد اکسیژن صورت می پذیردبا این تفاوت که در فرایند تخمیر یک ترکیب آلی به عنوان گیرنده الکترون عمل می کند . مانند تخمیر الکلی و لاکتیکی

در اغلب نوشته ها تنفس بی هوازی و تخمیر در یک دست کلی قرار دارند. یکی دیگر از تفاوت های عمده بین تنفس هوازی و تخمیر در میزان انرژی آزاد شده از واحد وزن یا یک مولکول ماده آلی است. بدین معنا که میزان انرژی آزاد شده در تنفس هوازی به مراتب بیشتر است زیرا عمل تجزیه کامل تر انجام گرفته است. ولی در تنفس هوازی عمل شکسته شدن کامل نیست و بخشی ازآرایش و اتصالات دست نخورده باقی می ماند .

تنفس بی هوازی روش اخذ انرژی در لاشه خواران ( ساپروفیت ها ) نظیر باکتریها و قارچ ها و همچنین مخمرها و پروتوزوئرها ست. در برخی بافتهای عالی جانوران مانند ماهیچه ها نیز صورت می پذیرد.  

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 17:30  توسط محمد جباری  | 
اين وسيله پيشرفته مشكلات انتقال ژن از عرض ديواره سلولي را حل كرده است.

 تفنگ ژني در سال 1979 توسط John Stanford در دانشگاه Cornell ساخته شد و روش جديدي براي آسانتر نمودن انتقال ژن به سلولهاي گياهي كه آن زمان از ويروس ها و يا اگروباكتريوم(پلازميد ‏‏Ti) استفاده مي شد، مطرح ساخت.

 امروزه تفنگ ژني موارد استفاده متعددي دارد، اين وسيله انتقال ژن به باكتري ها، مخمرها، سلولهاي پستانداران و مخصوصا سلولهايي كه انتقال ژن به آنها غير ممكن بود را امكان پذير ساخت. اين وسيله بصورت اختصاصي براي انتقال ژن به كلروپلاست بسيار مهم است، زيرا هيچ باكتري يا ويروسي شناخته نشده است تا بتواند كلروپلاست را آلوده نمايد. بنابراين براي انتقال ژن خارجي به كلروپلاست اين روش بسيار مفيد به نظر مي رسد.

 سه روش عملي در مهندسي ژنتيك وجود دارد:

 1- روش پلازميد. 2- روش وكتور. 3- روش تفنگ ژني(Biolistic).

 يكي از شناخته شده ترين اين روشها، روش استفاده از پلازميد است. در اين روش بصورت عمومي از ميكرواورگانيسم هاي تغييير شكل يافته نظير باكترها استفاده مي شود. روش وكتور بسيار مشابه روش پلازميد است، با اين تفاوت كه در اين روش ژنوم مستقيما به يك وكتور ويروسي اضافه شود.

 مكانيسم عمل تفنگ ژني:

 تفنگ ژني قسمتي از روشي است كه به آنBiolistic ) ( گويند. اين روش Bioballistic نيز گفته مي شود. در اين روش تحت شرايط خاص، قطعاتي از DNA يا RNA با دنباله چسبناك را وارد اتم هاي فلزاتي نظير طلا يا تنگستن مي نمايند.

 كمپلكسي از ذرات حاوي DNA را در خلا شتاب داده و با شتاب بسمت بافت هدف شليك مي كنند. براي ايجاد DNA پوشش دار،DNA را درحلالي كه حاوي ذرات فلزي است قرار مي دهند، عوامل ژنتيكي كه به اين صورت توليد مي شوند،داخل فشنگ هايي قرار مي گيرند، بعد از شليك، يك صفحه سوراخدار از حركت فشنگ ها جلوگيري مي كند اما به ذرات طلا اجازه عبور مي دهد تا به بافت مورد نظر اصابت نمايد. سلولها عموما تمايل به بازجذب ژنهايي دارند كه داراي نشانه خاصي(ماركر) باشند( در سلولهاي گياهي بصورت عمومي از GUS استفاده مي كنند)، سپس در محيط كشت ژنها تكثير كرده و ممكن است، كلون شوند. بيشترين كاربرد متد Biolistic افزودن ژنهاي به گياهان استكه بتوانند در برابر قارچهاكشها و حشرات كشها مقاومت نمايند. براي شتاب دادن به ذرات طلا روشهاي متعددي بكار مي رود كه عبارتند از: مركز گرايي، نيروهاي مغناطيسي و الكتريكي، تفنگهاي افشانه اي يا واكسني و يا دستگاههايي كه اساس شتابدهي آنها، امواج شوكي هستند، همانند استفاده از تخليه الكتريكي) 1992). روشهاي عملي متعددي كه كاملا كنترل شده هستند، براي حداكثر كارآيي انتقال ژن بكار گرفته شده اند. ميزان پاسخ اين روش به عواملي مانند تعداد ذرات DNA پوشش دار، دما، تعداد سلولهاي بافت هدف، توانايي جذب DNA توسط سلول هدف و همچنين به نوع تفنگ مورد استفاده وابسته است.

 نحوه عملكرد تفنگ ژني كه با گازهليوم كارمي كند و ذرات پوشش دار DNA را بسمت بافت هدف شليك مي كند. از موارد بسيار مهمي كه بايد در استفاده از تفنگ ژني در نظر گرفت، انتخاب اندازه ذرات پرتابي و سرعت شليك آنها بسمت بافتها است. بعنوان مثال بافتهاي نرم را نبايد در معرض بمباران ذرات پوشش دار با سرعت بالا قرار داد. اين فرآيند تنظيمي كاملا وابسته به جنس ذرات فلزي حاوي مولكولهاي DNA و نوع سلولهايي كه براي انتقال ژن در نظر گرفته شده اند، وابسته است.

 استفاده ديگر تفنگ ژني انتقال اندامك هايي نظير كلروپلاست و ميتوكندري به سلولهاي مخمر مي باشد. توانايي انتقال اين اندامك ها بصورت معني داري در تحقيقات مربوط به مقاوم سازي بعضي از گياهان زراعي نسبت به حشره كش ها و قارچ كشها بسيار مهم است. همچنين نتايج تحقيقات جديد كه منجر به كشف روشهاي جديدي كه توسط آن ايمني زايي ژنتيكي با واكسيناسيون DNA، ژن درماني، ويروس شناسي گياهي و درمان تومورهاي سرطاني انجام پذيرفته است.

 عمده ترين محدوديتهاي اين روش:

 1- درصد پذيرش ذرات محتوي DNA توسط سلولها.

 ۲- مرگ سلولهاي دريافت كننده ذرات پوشش دار.

 3- عدم پذيرش DNA توسط كروموزومهاي سلولها.

 4- عدم فعاليت DNA ايي كه دريافت شده است.

 5- مواد، ابزارو دستگاههاي مورد استفاده در اين روش بسيار گران قيمت مي باشند.

 يكي از دلايل مخالفت با اين روش اينستكه ژنهاي اضافه شده به مولكول DNA گياه و موجودات ديگر سبب نگراني عممومي شده است، زيرا اين ژن جديد بايد به گياهان اضافه شود تا بتواند ژنهاي مقاوم را به دانه هاي خود انتقال دهد و استفاده از اين دانه ها براي انسان و موجودات ديگر خطرناك باشد.

منبع : زیست شناسی تربت حیدریه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:37  توسط زهرا حسینی  | 

تفاوتهای شیمیایی RNAوDNA

تغییر قند 2- دزوکسی ریبوز در DNA به ریبوز در RNA ممکن است در ابتدا تفاوتی ناچیز به نظر آید ولی همین جایگزینی ساده باعث تفاوت خصوصیات زیادی بین RNAوDNAمی شود . عامل 2- هیدروکسیل باعث می شود که :

1 -  RNAنتواند شکل فضایی بتا  به خود بگیرد .

2-   RNAبتواند ساختمانهای سه بعدی متعددی به خود بگیرد .

3-   RNAاز نظر شیمیایی فعالتر از DNAباشد

در واقع عامل هیدروکسیل آزاد موجود در RNA   به این مولکول اجازه می دهد که حتی به صورت یک آنزیم عمل کند

تعداد معدودی مولکول   RNA به صورت دورشته یافت شده است .این مولکولها ی دو رشته ای ساختمانی شبیه A-DNA دارند مارپیچ RNA-RNA در هر دور خود 11 جفت باز دارد این ساختار باعث کشیده شدن جفت بازها به سمت خارج از محور مرکزی مارپیچ می شودوبه گروه هیدروکسیل 2- ریبوز اجازه می دهد تا به سمت خارج قرار گیرد  .ساختاری شبیه B-DNA برای مارپیچ RNA-RNA امکان پذیر نمی باشدزیرا بین گروه هیدروکسیل وگروههای فسفات وبازهای آلی مجاور مزاحمت فضایی بوجود می آید .

روشهای وارد کردن حاملها به داخل میزبان

پس از اینکه سیستم حامل میزبان مناسب انتخاب شدوبا روشهای خاص DNA خارجی وارد حامل شد حال می خواهیم ببینیم که چگونه می توانیم DNA  نوترکیب را وارد میزبان کنیم  روشهای زیر برای این کار وجود دارد:

1-ویروسها وباکتریوفاژ ها

برای ویروسها وباکتریوفاژ ها وهمچنین DNA های نوترکیب که در داخل کپسید ویروسها قرار گرفته اند (کاسمیدها )روش ورود واضح است وهمانند ورود معمولی ویروسها به سلولهای میز بان است .

2- ترانسفور ماسیون

برای این کار DNA نو ترکیب را با باکتری مجاور می کنند ولی در حالت معمولی میزان انتقال کم است .برای افزایش بازده انتقال ابتدا بوسیله لیزوزیم ویا پنی سیلین در محیط ایزو تونیک دیواره سلولی را می شکنند تا سلولهای باکتریایی به صورت پروتوپلاست در آیند .سپس DNA را در مجاورت پرو توپلاست هاقرار می دهند وغلظت های مناسب کلرید کلسیم وهمچنین پلی اتلن گلیکول (PEG )را به محیط  می افزایند یونهای کلسیم وپلی اتیلن باعث افزایش نفوذ پذیری غشاءسلولی می شود ودر نتیجه میزان بازدهی انتقال افزایش می یابد .این روش یکی از متداولترین وسادهترین روشهای انتقال می باشد

3-الکترو پوریشن

در این روش قطعات DNA را در یک محیط دارای بار الکتریکی در مجاورت سلولها قرار میدهند .بار التکریکی باعث ایجاد منافذ ریز در غشاءسیتوپلاسمی می شود که این خود باعث تسهیل ورود قطعات DNA به داخل سلول می گردد .البته در این روش نیز باید ابتدا پروتوپلاست تولید کرد .

4-تفنگ ذره ای یا تفنگ اسید نوکلئیک

در این روش دقیقا تفنگی در مقیاس میکرو سکوپی وجود دارد که گلوله های آن قطعات DNA می باشد وانرا به داخل سلول شلیک می کند

5-اتصال پروتوپلاستی

این روش از طریق اتصال باکتری بدون دیواره حاوی ژن مورد نظر به تعداد زیاد با سلولهای دیگر انجام می شود .این روش برای انتقال ژن کلون شده از یک باکتری به میزبان دیگر استفاده می شود وژن مستقیما از یک باکتری به باکتری ویا سلول یوکاریوت دیگر منتقل می شود .

6-تزریق بسیار کم محلول حاوی DNA

در این روش مقدار بسیار ناچیز محلول حاوی DNA بوسیله یک سرنگ میکروسکوپی به داخل سلول میزبان تزریق می شود .

توجه داشته باشید که روشهای ذکر شده در بالا صرفا در مورد باکتریها نمی باشد واز بعضی از روشها در هنگام انتقال ژنها به سلولهای  یوکاریوت استفاده می شود
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:24  توسط زهرا حسینی  | 

جذب آب توسط ریشه :

وقتی آب با سطح ریشه تماس می یابد ماهیت انتقال آب تغییر می کند .در خاک آب عمدتا بوسیله جریان توده ای منتقل می شود (کرامر 1984 ).از اپیدرم تا آندودرم ریشه مسیرهای مختلفی وجود دارد که آب می تواند در آنها جریان یابد .در مسیر آپوپلاست آب منحصرا از درون دیواره سلولی بدون عبور از هر غشایی حرکت می کند .اصطلاح آپوپلاست به سیستم پیوسته دیواره های سلولی وفضاهای خالی بین سلولی بافتهای گیاهی اشاره دارد .آب همچنین ممکن است از مسیر سلولی حرکت کند که دارای دو جزء هستند :جزءاول مسیر درون غشایی است .این مسیری است که اب به طور مداوم از یک طرف وارد سلول می شود واز طرف دیگر سلول خارج می گردد ووارد سلول بعدی می شود وبه همین صورت ادامه می یابد.در این مسیر آب حداقل از دو غشای سلول عبور می کند (غشای پلاسمایی ورودی وخروجی ).همچنین در این مسیر ممکن است انتقال از طریق تونوپلاست (غشای واکوئل )انجام شود .آب قبل از ورود به هر سلول موقتا وارد فضای دیواره سلولی می شود .در جزء دوم مسیر سلولی آب از طریق پلاسمودسماتا از سلولی به سلول مجاور حرکت می کند .سیمپلاست دارای شبکه مداوم سیتوپلاسمهای سلولی مرتبط با پلا سمودسماتاست .اگر چه اهمیت نسبی ورود آب در مسیرهای آپوپلاست درون غشایی وسیمپلاست هنوز کاملا ثابت نشده است ولی حرکت آب از طریق ریشه همیشه به صورت ترکیبی از این سه مسیر است .

            در آندودرم حرکت آب از مسیر آپوپلاست بوسیله نوار کاسپاری مسدود می شود .نوار کاسپاری به صورت کمربندی غیر قابل نفوذ دیواره های شعاعی اطراف سلولهای آندودرم را فرا کرفته وماده مومی شکل وآب گریز سوبرین آن را غیر قابل نفوذ می کند .سوبرین یک مانع قوی برای حرکت آب واملاح محلول است بنابراین تمام مولکولهاییکه از عرض آندودرم منتقل می شوند باید از غشای پلاسمایی عبور کرده ووارو سیتوپلاسم سلولهای آندودرمی شوند .

 

جذب مواد معدنی :

حذب برخی مواد معدنی ار منطقه نوک ریشه وبرخی دیگر از کل سطح ریشه انجام می شود .منطقه دقیق ورود مواد معدنی به داخل سیستم ریشه موضوع جالب وقابل تاملی بوده است .بعضی از محققین ادعا کرده اند که جذب مواد غذایی فقط در مناطق نوک ریشه های اصلی یا فرعی انجام می گیرد (باریوسف وهمکاران 1974 فی وتینکر 1977 ) نتایج حاصل از آزمایشها بسته به عنصر مورد بررسی هر دو نظریه فوق را تائید می کنند .در جو جذب پتاسیم فسفات وآمونیم می تواند به راحتی وآزادانه از تمامی نقاط سطحریشه صورت پذیرد (کلارک سون وهانسون 1980 ).در مقابل این گونه به نظر می رسد که بیشترین جذب کلسیم در این گونه ها به مناطق  نوک ریشه محدود شده است .جذب آهن می تواند در منطقه نوک ریشه (مانند جو )ویا تمام سطح ریشه (مانند ذرت )صورت گیرد .(کلارک سون وساندر سون 1978 کاشیراد وهمکاران 1973 ).

             در خاک حرکت عناصر غذایی به طرف ریشه به دو روش جریان توده ای وانتشار صورت می گیرد .جریان توده ای به حالتی اطلاق می شود که در آن عناصر غذایی به کمک جریانی از آب به طرف ریشه حرکت می کنند .مقدار عنصر غذایی که از طریق جریان توده ای برای ریشه فراهم می شود بستگی به سرعت ورود آب به گیاه ومقدار عنصر موجود در محلول خاک دارد .در شرایط زیاد بودن سرعت حرکت آب  وبالا بودن غلظت مواد غذایی در محلول خاک جریان توده ای می تواند نقش مهمی را در تامین عناصر غذایی گیاه ایفاء کند .

             وقتی که عناصر غذایی از یک منطقه با غلظت بیشتر به منطقه ای با غلظت کمتر حرکت کند پدیده انتشار صورت می گیرئ .جذب عناصر غذایی به وسیله ریشه سبب کاهش غلظت عناصر در سطح ریشه شده واین امر باعث بر قراری شیب غلظت در محلول خاک اطراف ریشه می شود .انتشار عناصر غذایی می تواند سبب افزایش فراهمی مواد غذایی در سطح ریشه شود .

تولید حیوانات ترانس ژن

 با عمر کوتاه او تولید موشهای با جثه بزرگ انتقال بیماری انسان به موش تولید گوسفند با پشم فراوان وتولید خوک با جثه بزرگ از هدفهای تولید حیوانات ترانس ژن می باشد یکی از حیوانات دستاورد ژنتیک کایمرا می باشد.

اکثر حیوانات ترانس ژن موش می باشد .چون هم تخمک وهم فرزند فراوان تولید می کند برای انتقال ژن به درون تخمک موش تخمک را با یک پیپت متصل به خلاءنگه داری نموده وبا سوزن ریز DNAرا وارد هسته می کنند .تخمک تغییر یافته را به موش انتقال می دهند . مشاهده هسته تخمک گوسفند وخوک بسیار مشکل است وحتی انتقال DNAبه هسته این حیوانات توسط متخصصین کار آزموده نیز مشکل می باشد .گوسفندان نه تنها تخمک کمی تولید می کنند بلکه انتقال تخمک دستکاری شده به مادر مشکل می باشد .علاوه بر آن تعداد فرزندان گوسفند کم است ولی تزریق ژن به خرگوش راحتر از خوک ودر خوک راحتر از گوسفند است .

             برای تولید گوسفندان با پشم فراوان ژن سنتز سیستئین باکتری را درشکمبه حیوان وارد کرده ودر سیرابی SH2ومتیونین به دام افتاده وسیستئین سنتز می شود .سیستئین باعث سنتز کراتین شده واین حیوانات پشم زیادی تولید می کنند .گاوهای ترانس ژن قادر به تولید اینتر فرون می باشند وموشهای ترانس ژن همراه با کمبود HPRTساخته شده اند .اما شاید حیوانات ترانس ژن هورمون وشیر زیاد تولید کنند ولی مستعد به عفونت می باشند وفاکتور انعقاد خون ندارند اکثرا نازا بوده ودر جوانی گرایش به مرگ دارند .بنابراین این سوال مطرح است که آیا پشم زیاد گوسفند از نظر اقتصادی برابری می کند ؟!

 

ساختن گیاهان دو رگه با استفاده از ادغام پروتوپلاستی :

برای ایجاد تغییرات ژنتیکی مطلوب در گیاهان بطور کلی دو روش غیر از آمیزش جنسی گیاهان وجود دارد .در روش اول انتقال ذمستقیم DNAبه درون پروتوپلاست است .این متد نسبتا سادهتر است وبرای خود محاسن ومعایبی را به همراه دارد .به عنوان مثال در بعضی گیاهان بویژه تک لپه ایها بکا ر گیری وکتورهای حامل ژن نتایج رضایت بخشی ارائه نمی دهد .در روش دوم هنگامی که پروتوپلاست های دو سلول دیپلوئید با هم تر کیب می شوند یک سلول تترا پلوئید بدست می آید در حالیکه در بعضی از گیاهان می توان از دانه گرده آنها سلول هاپلوئید تولید کرد وبا الحاق چنین پرو توپلاستهای هاپلوئیدی امکان تولید گیاه دیپلوئیدی وجود دارد .شاید بدین طریق بتوان گیاهانی را که از نظر نا سازگاری جنسی دو رگه نمی شوند از طریق الحاق پرو توپلاستی گیاه دورگه بارور ایجاد کرد .

             تولید گیاهان هیبرید از طریق تولید مثل جنسی وهمچنین کشت سلولی والحاق پرو توپلاست روشهایی می باشند که باعث ایجاد نوترکیبی در گیاهان می شود .دانشمندان تمایل دارند به همان گونه که ژنی را وارد مخمر ویا باکتری می کنند بتوانند ژنی را به سلول گیاهی وارد کنند .این موضوع طی دو مرحله اساسی شکل خواهد گرفت

اول :بدست آوردن ژنهای خاص  دوم :انتقال آن به کروموزوم گیاه . متاسفانه شناسایی قطعه خاص مورد نظر از میان مجموعه کلونها بسیار مشکل است بویژه برای ژنهایی که خصیصه هایی همچون بازده محصول یا تولید محصول را تحت تاثیر قرار می دهند وآنهایی که پلی ژنیک می باشند ومشخص نیست که کدام قسمت ژن در تولید صفت خاص نقش دارندبهر حال یکی از راههای ایجاد نو ترکیبی در گیاه استفاده از باکتری آگرو باکتریوم  می باشد این باکتری حاوی پلاسمیدی بنام Tiمی باشد که ایجاد تومور در بعضی از گیاهان می کند .

منابع :

مبانی زیست شناسی مولکولی ومهندسی ژنتیک                           گیتی امتیازی  انتشارات مانی

فیزیولوژی گیاهی تایز وزایگر  جلد اول                                   ترجمه : محمد کافی مهرداد لاهوتی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:56  توسط زهرا حسینی  | 
یست معرف ها و مواد رنگی مورد استفاده در آزمایشگاه و طرز تهیه آنها

برگرفته از زيست شناسي ناحيه 5 مشهد

لیست معرف ها و مواد رنگی مورد استفاده در آزمایشگاه و طرز تهیه آنها

طرز تهیه

مورد استفاده

نام معرف

 

1/0  گرم پودر خشک +یک لیتر آب مقطر

رنگ آمیزی بافت های چوبی گیاهی

بلودو متیلن

1

3 گرم بلور ید + 6 گرم یدید پتاسیم

+  cc 200 آب مقطر

بافت های جانوری و پارانشیم گیاهی

لوگول

 ( ید یدوره)

2

14 گرم پودر کریستال ویله + cc100 الکل ایزوپروپیل 95/0 صاف کرده

 ( هنگام کار تا 10 برابر رقیق شود)

رنگ آمیزی باکتری

کریستال ویوله

3

3/3 گرم پودر اورسئین

 +  cc 100 اسید استیک غلیظ

مشاهده مراحل تقسیم میتوز

وکروموزوم ها

استواورسئین

4

15/0 گرم پودر لیشمن +  cc100 الکل متیلیک   هسته گلبول های سفید، آبی رنگ دیده می شود.

رنگ آمیزی و مشاهده گلبول های سفید

رنگ لیشمن

5

یک گرم پودر کارمن زاجی+    cc100

آب مقطر بافت ها به رنگ قرمز دیده می شود.

پارانشیم گیاهی و دستجات آوند آبکش

کارمن زاجی

6

2 گرم پودر کارمن بدون زاج + cc 300 آب مقطر حرارت ملایم  آنقدر زاج سفید ( سولفات مضاعف آلومینیوم پتاسیم ) می افزاییم تا رنگ قرمز تیره گردد. صاف می کنیم دوام بیشتر به روش بالا

 

پارانشیم گیاهی و دستجات آوند آبکش

 

کارمن

( بدون زاج )

7

2/0 گرم پودر گیمسا خشک + cc 100 الکل متیلیک هسته گلبول های سفید به رنگ بنفش در می آید.

رنگ آمیزی و مشاهده گلبول های سفید

گیمسا

8

یک گرم پودر گیمسا + cc 60 گلیسیرین + cc300   الکل متیلیک  در هاون خوب می ساییم . محلول را به مدت سه روز در هود 37 درجه نگه می داریم .

 

رنگ آمیزی و مشاهده گلبول های سفید

گیمسا

 با ماندگاری

 طولانی تر

9

یک لیتر سود 1/0 + cc 25 سولفات مس 3/0 در مجاورت محلول آبی پروتئین به رنگ بنفش در می آید.

شناسایی پروتئین ها

معرف بیوره

10

محلول (الف) :6/34 گرم سولفات مس متبلور + آب مقطر  حجم به cc 500 + یک یا دو قطره اسید سولفریک غلیظ

محلول (ب ) : 77 گرم سود + 175 گرم تارتارات مضاعف سدیم پتاسیم ( نمک راشل ) +  cc 500 آب مقطر  

در هنگام کار مقدار مساوی از دو محلول را با محلول گلوکز ترکیب کرده نتیجه به رنگ سبز در می آید.

 

 

 

شناسایی هیدرات های کربن

                ( قند ها )

 

معرف

فهلینگ

11

محلول (الف) :2/17 گرم نیترات سدیم + 100 گرم کربنات سدیم بی آب حرارت با cc800 آّب صاف کرده حجم به 850 سی سی برسد.

محلول (ب) : 3/17 گرم سولفات مس + cc100 آب به محلول (الف) اضافه کرده حجم به یک لیتر برسد.

معرف بندیکت با محلول گوکز رسوب آجری رنگ

 می دهد.

 

 

 

شناسایی گلوکز

 

 

بندیکت




 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:57  توسط محمد جباری  | 

تصور چشم یک زنبور از یک گل مینا

از آنجا که چشم انسان قادر به مشاهده اشعه ماورای بنفش نیست لذا رنگدانه های جذ بuv نیز برای انسان  غیرقابل رویت میباشند.بنابراین الگوهایی که توسط  چنین رنگدانه هایی  در گلها  ایجاد می شودنمی  تواند توسط انسان دیده شودگیاهان  در جهتی  تکامل  یافته اند که از محدوده  نور مرئی حشرات گرده افشان برای جذب  آنها به سوی خودشان  بهره برداری  کنند برای شبیه سازی طیف  حساسیت  سیستم  بینایی زنبور عسل از نورهای خاصی استفاده شد.برای انسان گل مینا دارای گلبرگهایی زرد وصفحه مرکزی قهوه ای  است  برای زنبور نوک گلبرگها زرد روشن وبخش داخلی آن زرد تیره وصفحه مرکزی سیاه  به نظر مآید  در بخشهای داخلی گلبرگها ونه نوک آنها فلاونل های  جاذ ب uv یافت  شده اند.  توزیع فلاونلها در گلبرگهاو حساسیت  حشرات به  بخشی از طیف uv مجموعا الگوی هدف را در دید زنبور عسل  تداعی  می کند .  این الگو  به زنبورهای عسل در یافتن گرده و شهد کمک می کند.زنبورها وسایر حشرات  نه تنها  وجود رنگدانه های جاذب uv بلکه الگوی رنگی تمام گل  را که نتیجه رنگدانه های کاروتنوئیدها  فلاونوئید ها ونیز فلاونل ها است درک می کنند.(مک کری و لوی 1983)                              

 

عمل ژن در خلال کمبود آب

تنش آب سبب تغییرات زیادی در متابولیسم و نمو مشود که متواند تطابق با محیط مواجه به کمبود آب را بهبود بخشد . به نظر می رسد که هورمون اسید آبسیزیک به طور اختصاصی در یکی از واکنشهای عمده به خشکی یعنی بستن روزنه  حائز اهمیت باشد . aba تا چه اندازه  در سایر واکنش های  خشکی د خیل است ؟ برای جواب به این سوال الیزابت بری از دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید در مطالعات فیزیولوزی گیاهی به طور وسیعی روی یک گیاه جهش یافته از گوجه فرنگی به فلاکا (Lycopersicom  esculentum) مطالعه کرد .گیاهان جهش یافته فلاکا در واکنش به خشکی سریعا پزمرده شده وتمایل آنها به پز مردگی اساسا با کاهش میزان ABA در مقایسه با گونه وحشی (طبیعی ) گیاهان مرتبط بود. در برگهای گونه وحشی گوجه فرنگی تنش آب موجب القای ساخت ویا افزایش چشمگیر ساخت 21 پلی پپتید می گردد. در برگهای فلاکا تنش آب سبب بعضی تغییرات مشابه می شود اما تمام 21پلی پپتید ساخته نشده وآنهایی نیز که ساخته شدند به مقدار کمتری وجود داشتند .تیمار گیاهان فلاکا بهABA الگوی پلی پپتیدی رابه آنچه در گونه وحشی دیده می شود اصلاح نمود (بری1988). جمعیت mRNA به طور مشابهی تحت تاثیر قرار گرفت.این نتایج نشان داد که در سطح مولکولی بسیاری از وقایع (اما نه تمام آنها )ایجادشده توسط خشکی واکنش هایی هستندکه در پاسخ به غلظت ABA ایجاد می شوند. تعداد نسبتا کمی از تولیدات جدید ژنی در اثر تنش آب ویا در واکنش به کاربرد aba در آزمایش سنتز می شوند که با جدا کردن این ژنها و شناسایی وظایف آنها اطلاعات دقیقی در مورد سازگاری گیاه به کمبود آب به دست می آید. مطالعات دیگر با گیاهان وبافت های متفاوت نیز موید چنین مساله ای است .برای مثال در هیبوکوتیل های گیاهچه های سویا ( Glycine max ) تحت تنش خشکی خیلی زود یک پلی پپتید با وزن 28 کیلو دالتون طول بازدارندگی رشد در دیواره سلولی ظاهر می شود. از اینرو این پروتئین که به طور وسیعی در دیواره های سلولهایی که رشد آنها توقف یافته مشاهده می شود ممکن است در تنظیم رشد نقش داشته باشد.(بوزارت وهمکاران 1987).

 

اسید سالیسیلیک وتولید گرما در گل شیپوری

از زمان لامارک می دانیم که گل آذین برخی از گونه های گل شیپوری در طی مرحله شکوفه دهی گرما تولید می کنند. گرمادر محور مرکزی گل آذین که اسپادیکس نامیده می شود تولید می گردد قبل از آغاز مرحله شکوفه دهی اسپادیکس (که گل های نر وماده روی آن است) توسط برگه بزرگی به نام اسپات احاطه شده است.کمی پس از آغاز باز شدن اسپات سرعت تنفس اسپادیکس فوقانی به شدت افزایش یافته(قابل قیاس با سرعت تنفس در پرواز مرغ مگس خوار)ودرجه حرارت اسپادیکس فوقانیرا به میزان 14 درجه سانتیگراد افزایش می دهد.این شرایط برای حدود 7 ساعت ادامه می یابد.این طور به نظر می رسد که تولید چنین میزان گرمایی توسط یک بافت گیاهی با هدف تبخیر کردن آمین ها و ایندول های خاص صورت می گیرد تا از این طریق بوی خاصی را در اطراف پراکنده و حشرات گرده افشان را جذب نماید. مدتها تصور بر این بود که یک ماده شبه هورمون به نام کالوریزن وظیفه القای واکنش گرمایی را بر عهده دارد (میوز 1975).

     اخیرا ایلیاراسکین و همکاران وی ((در مرکز تحقیقات وتوسعه )) در ویلمینگتون دریافته اند که اسید سالیسیلیک مسول تولید گرما در گل شیپوری است (راسکین وهمکاران 1989).هنگامی که اسید سالیسیلیک خارجی روی گل آذین به کار برده شد میزان تولید گرما توسط اسپادیکس افزایش یافت  افزون بر این اسپادیکس به آسپرین (اسید استیل سالیسیلیک) نیز عکس العمل نشان می دهد  هر چند که شدت عکس العمل آن به قوت اسید سالیسیلیک نیست. روز قبل از شکوفه دهی میزان اسید سالیسیلیک داخلی اسپادیکس تا 100 برابر افزایش یافته و به 1 میکروگرم در گرم وزن تازه می رسد در خاتمه دوره گرما زایی نیز میزان این اسید به سطح شاهد خود بر می گردد. بنابراین این طور به نظر می رسد که اسید سالیسیلیک همان کالوریزن (ماده شبه هورمونی که به عقیده محققان اولیه باعث ایجاد گرما می شود)باشد

چنین به نظر می رسد که افزایش سرعت تنفس عمدتا ناشی از افزایش مسیر انتقال الکترون مقاوم به سیانید یا آلترناتیو باشد. مطالعاتی در جریان است تا بدانیم آیا در سایر گونه های گیاهی نیز اسید سالیسیلیک ممکن است سرعت تنفس را تغییر داده واز این طریق به همین میزان تولید کند ؟در ضمن ما در رابطه با تحلیل این واقعیت که آسپرین دمای بدن انسان را کاهش داده وبر عکس دمای یک گیاه (حداقل)را افزایش می دهد هیچ تلاشی نکرده ایم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:49  توسط زهرا حسینی  | 

معمای واقعی تدریس زیست شناسی :

معمای واقعی آموزش زیست شناسی امروز این است :چگونه ما معلمان در جامعه ی آزمون محور کنونی از یک سو همانطور که از ما می خواهند کاری کنیم که دانش آموز ان مان نتایج خوبی در آزمون ها به بار بیاورند واز سوی دیگر بکوشیم دانش آموزان مان را با طبیعت آشتی دهیم ؟ به یاد داشته باشیم که این ترازو دو کفه دارد اما به نظر می آید که در حال حاضر یکی از این کفه ها سنگین تر است .بر عهده ی ماست که دو کفه ی این ترازو را به هم نزدیک تر کنیم .

سیناپس : این واژه نخستین بار توسط شرینگتن بکار رفت ودر زبان لاتین به معنای در آغوش گرفتن است .بر قراری ارتباط تنها نورون با نورون نیست بلکه نورونها وسایر سلولها نظیر سلولهای بافت ماهیچه قلب- یاخته های وابسته به غدد – سلولهای بافت جنینی و حتی بافت های گیاهی نیز به طرق مختلف بین خود ارتباط الکتریکی بر قرار می کنند که جزیی از اتصال های سلولی به حساب می  آیند . اما بیشترین دانش در قلمرو سیناپس کلاسیک است که به آن سیناپس شیمیایی اطلاق می شود .

ولوکس : نوعی تاژکدار آب شیرین که دارای پیوستگی سلولی ساده است .هر مجموعه سلولی ولوکس از یک کره توخالی تشکیل می شود که اندازه آن در حدود برجستگی یک ته سنجاق ته گرد است . هر توده سلولی از 500 تا 5000 سلول که در یک ماده ژلاتینی قرار گرفته اند تشکیل می شود . هر سلول کلنی ولوکس دارای هسته –سیتوپلاسم –یک کلروپلاست ویک لکه چشمی ودو تاژک است که باعث تحرک سلول می شوند .هر سلولی به سلول های مجاور خود به وسیله رشته های سیتوپلاسمی متصل می شود وتاژک ها به سمت خارج لایه ژلاتینی که توده سلولی را احاطه کرده است امتداد می یابند . کلنی ولوکس به صورت یک موجود واحد عمل می کند وسلولهای آن با یکدیگر هماهنگی دارند .بدین معنی کهتوده سلولی ولوکس به هنگام شنا همیشه به یک سمت حرکت می کند .تاژک ها نقش مهمی را در حرکات وضربه های هماهنگ بعهده دارند . با حذف عوامل هماهنگ کننده حرکات مژک ها ولوکس حر کات نا منظمی خواهد داشت .

کلسترول در غشاء :

کلسترول به طور معمول در غشا ء سلولهای پستانداران وجود دارد .در جهت عکس دمای محیط عمل می کند وهمچنین به عنوان مهار کننده جنبش های فسفولیپد های غشایی منظور می گردد .چون کلسترول حرکات ٱنها را ایفا می کند .مقدار کلسترول در لایه خارجی نسبت به لایه داخلی غشاء بیشتر است .

        در غشاء باکتری ها کلسترول واسید های چرب غیر اشباع وجود ندارد .در نتیجه غشاء تنها یک پیوند دو گانه دارد حرکاتش کند است وهمانند یک صفحه در بین فسفو لیپید های غشایی قرار گرفته ونقش مهار کنندگی غشاء بیشتر باشد میزان سیالیت غشاء بیشتر می شود .

باکتری به حرارت خیلی حساس است ودر دمای پایین در مدت کوتاهی حدود 5 دقیقه منجمد می شود .به طور کلی هر چه مقدار کلسترول غشاء بیشتر باشد میزان سیالیت آن بیشتر می شود . 

تب و مواد تب زا :

 علل ایجاد تب عبارتند از بیماریهای باکتریال –تومورهای مغزی وشرایط محیطی که ممکن است به گرما زدگی منتهی گردد .بسیاری از پروتئینها وفراوده های تجزیه پروتئین ها وبعضی از مواددیگر بویژه سموم لیپوپلی ساکاریدی آزاد شده از غشاء سلولی باکتریها می توانند درجه تنظیم ترموستای هیپوتالاموسی را بالا ببرند .موادی که موجب پیدایش این اثر می شوند مواد تب زا یا پیروژن نامیده میشوند .پیروژنهای آزاد شده از باکتریهای سمی یا پیروژنهای آزاد شده از بافتهای خراب شده بدن هستند که موجب بروز تب در بیماریها می گردند .هنگامیکه درجه تنظیم مرکز هیپوتالاموسی تنظیم کننده دما به حدی بالاتر از طبیعی افزایش می یابد کلیه مکانیسمهای مسئول بالا بردن دمای بدن شامل حفظ گرما وافزایش تولید گرما وارد عمل می شود .

        هنگامیکه باکتریها یا فراورده های تجزیه باکتریها در بافتها یا در خون وجود دارند توسط لکوسیتها ی خون –ماکروفاژهای بافتی ولنفوسیتهای کشنده گرانول دار بزرگ فاگوسیته می شوند .کلیه این انواع سلول بنوبه خود فراورده های باکتریها را هضم کرده وسپس ماده اینتر لوکین -1 را که پیروژن لکوسیتی یا پیروژن داخلی نیز نامیده می شود بداخل مایعات بدن آزاد می کنند .اینتر لوکین -1  هنگام رسیدن به هیپوتالاموس بلافاصله تب ایجاد کرده ودمای بدن را در 8 تا 10 دقیقه بالا می برد .مقداری به اندکی یک ده میلیونیم گرم از لیپو پلی ساکارید آندو توکسین از باکتریها که بطور تؤاام با لکوسیتهای خون –ماکروفاژهای بافتی ولنفوسیتهای کشنده به این روش عمل کند می تواند موجب بروز تب شود .مقدار اینتر لوکین -1 که در جواب به لیپوپلی ساکارید تشکیل می شود وتب ایجاد می کند فقط چندنانو گرم است .

        چندین تجربه پیشنهاد کردهاند که اینتر لوکین -1 به این ترتیب تب ایجاد میکند که ابتدا تشکیل یکی از پروستاگلاندینها وبطور عمده پروستاگلاندین E2 یا ماده مشابهی را تحریک می کند وسپس این ماده بنوبه خود در هیپوتالاموس عمل کرده وموجب بروز واکنش تب می شوند .هر گاه تشکیل پروستاگلاندینهاتوسط دارو بلوکه شود از بروز تب کاملا جلوگیری بعمل می آید یا تب لا اقل کاهش می یابد .در واقع این همان روشی است که توسط آسپرین شدت تب را کاهش می دهد زیرا آسپرین تشکیل پروستاگلاندینها از اسید آراشیدونیک را متوقف می سازد .این موضوع همچنین توجیه می کند که چرا آسپرین دمای بدن را در شخص طبیعی کاهش نمی دهد زیرا شخص طبیعی فاقد هر گونه اینتر لوکین -1 است .

پروتئینها – نیاز روزانه – کمبود  آن :

گرچه تعیین میزان دقیق احتاج روزانه به پروتئین وتعمیم آن در شرایط گوناگون کار ساده ای نیست لیکن رقم 8/0 گرم پروتئین به ازاءهر کیلو گرم وزن بدن را در افراد بالغ می توان به عنوان حدود تقریبی می توان در نظر گرفت .بدیهی است میزان مورد نیاز در نزد نوزادان وکودکان  زنان باردار وشیرده بیش از رقم مذکور می باشد .

        از اختلالات اساسی که در اثر کمبود پروتئین در بدن بروز می کند کواشیور کور  ماراسوس قابل ذکرند که با علایمی چون کاهش وزن بدن –وقفه رشد ونمو –خستگی وبیحالی –تحریک پذیری –تاخیر در التیام زخم –کاهش مقاومت در برابر عفونت –تشنجات مداوم عضلانی –تغییر رنگ مو وریزش آنها مشخص می گردد .

نکته :چون پروتئینهای حیوانی از نظر کیفییت بر پروتئینهای گیاهی ارجحیت دارند توصیه می شود که حداقل یک سوم پروتئین مصرفی روزانه از منابع حیوانی تامین گردد .

            منابع : زیست شناسی سلولی ومولکولی              احمد مجد –محمد علی شریعت زاده

                      فیزولوژی پزشکی گایتون                       فرخ شادان

                      مجله رشد آموزش زیست شناسی              شماره 68

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 19:24  توسط زهرا حسینی  | 

تمایز یابی در پروتوپلاست :

پروتوپلاست یاخته گیاهی بدون دیواره اسکلتی است .دیواره زدایی یاخته وایجاد پروتوپلاست از یاخته وایجاد پروتوپلاست از یاخته های گیاهی به دو طریق مکانیکی وشیمیایی امکان پذیر می باشد. در حالت اول ( مکانیکی ) یاخته را در محیط هیپر تونیک قرار می دهند وپس از پلاسمولیز شدن دیواره اسکلتی آن را بدون اینکه به غشاء یاخته آسیبی وارد آید خرد می نمایند. در حالت دوم دیواره اسکلتی را تحت تاثیر آنزیم هیدرولیز کننده موسوم به سلولاز قرار می دهند واز بین می برند .

      از پروتوپلاست ها در فیزیولوژی برای بررسی نقش دیواره یاخته وچگونگی تشکیل آن ودر مطالعات دیگر برای تولید نژادهای جدید ویا وارد ساختن یک ماده ژنتیکی خارجی استفاده می شود .

      انتقال پلاست ها هسته ها وباکتریها در داخل یاخته های گیاهان عالی از جمله تحقیقاتی است که با استفاده از پروتوپلاست والحاق آنها به یکدیگر تاکنون در مورد بسیاری از گیاهان از جمله یولاف – ذرت – توتون ومارچوبه مورد آزمایش قرار گرفته است ومشاهده گردیده است که اولا الحاق پروتوپلاست ها می توانند به طور خود به خود انجام گیرد. ثانیا بعضی از ترکیبات معدنی از جمله نیترات سدیم ووسروس Sendai این الحاق را تشدید می نمایند.

با استفاده از کشت پروتوپلاستها معلوم گردیده که وقوع تمایز یابی بی تردید به چگونگی تنظیم فعالیت ژنها بستگی دارد ودر هر یک از مراحل تمایز یابی فقط تعدادی از ژنها فعالیت می نمایند. این مسئله علت تفاوت در سرنوشت یاخته های مختلف یک گیاه که دارای ژنوم یکسانی هستند را روشن می سازد ( 1969 Britten and Davidson 1971 Torrey ) . به عقیده Bonner 1965 موقعیت یک یاخته در یک گیاه ورابطه آن با یاخته های دیگر شرایط لازم برای وقوع تمایز در این یاخته را مشخص می کند. در رابطه با نقش تقسیم یاخته در وقوع یا عدم وقوع تمایز یابی یاخته می توان گفت که جلوگیری از تقسیم یاخته ای از تمایز یابی عناصر آوندی ممانعت می نمایند. به عنوان مثال در مورد قطعات جدا کشت مشاهده می شودکه استفاده از فلوئور وداکسی اوریدین  سنتز DNA را متوقف می کند وکلشی سین مانع انجام تقسیم می شود (1968Fosket ) وبدین ترتیب تمایز یابی گزیلم متوقف خواهد شد. در مورد قطعات ریشه نخود مشاهده گردیده است (1970  Torrey and Fosket ) که تقسیم یاخته ای در یاخته های منطقه پوست تحت اثر اکسین وسیتوکینین در یاخته ها القاء می شود وتشکیل عناصر آوندی یا بلافاصله بعد از تیمار ویا پس از یک دوره تقسیم به وقوع می پیوندد . بنابراین می توان گفت که انجام تقسیم در شرایطیمحیطی خاصی باعث وقوع تمایز یاخته ای خاص می شود ودر شرایط محیطی دیگر تمایز یابی یاخته راه دیگری را در پیش می گیرد. در نتیجه می توان گفت که وقوع تمایز در یاخته در حقیقت از هنگامی که همانند سازی انجام می گیرد و DNA فاقد ماسک است آغاز می شود ودر همین مرحله است که ساخت RNA وپروتئین جدید پایه گذاری می شود وبلاخره فعالیت جدید در یاخته آشکار می شود( 1971 Torrey  ).        

  منبع :  ارگانوژنز ومورفوژنز گیاهی              دکتر مرتضی عطری

                                                                                             
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 15:22  توسط زهرا حسینی  | 

جذب آب توسط ریشه :

وقتی آب با سطح ریشه تماس می یابد ماهیت انتقال آب تغییر می کند .در خاک آب عمدتا بوسیله جریان توده ای منتقل می شود (کرامر 1984 ).از اپیدرم تا آندودرم ریشه مسیرهای مختلفی وجود دارد که آب می تواند در آنها جریان یابد .در مسیر آپوپلاست آب منحصرا از درون دیواره سلولی بدون عبور از هر غشایی حرکت می کند .اصطلاح آپوپلاست به سیستم پیوسته دیواره های سلولی وفضاهای خالی بین سلولی بافتهای گیاهی اشاره دارد .آب همچنین ممکن است از مسیر سلولی حرکت کند که دارای دو جزء هستند :جزءاول مسیر درون غشایی است .این مسیری است که اب به طور مداوم از یک طرف وارد سلول می شود واز طرف دیگر سلول خارج می گردد ووارد سلول بعدی می شود وبه همین صورت ادامه می یابد.در این مسیر آب حداقل از دو غشای سلول عبور می کند (غشای پلاسمایی ورودی وخروجی ).همچنین در این مسیر ممکن است انتقال از طریق تونوپلاست (غشای واکوئل )انجام شود .آب قبل از ورود به هر سلول موقتا وارد فضای دیواره سلولی می شود .در جزء دوم مسیر سلولی آب از طریق پلاسمودسماتا از سلولی به سلول مجاور حرکت می کند .سیمپلاست دارای شبکه مداوم سیتوپلاسمهای سلولی مرتبط با پلا سمودسماتاست .اگر چه اهمیت نسبی ورود آب در مسیرهای آپوپلاست درون غشایی وسیمپلاست هنوز کاملا ثابت نشده است ولی حرکت آب از طریق ریشه همیشه به صورت ترکیبی از این سه مسیر است .

            در آندودرم حرکت آب از مسیر آپوپلاست بوسیله نوار کاسپاری مسدود می شود .نوار کاسپاری به صورت کمربندی غیر قابل نفوذ دیواره های شعاعی اطراف سلولهای آندودرم را فرا کرفته وماده مومی شکل وآب گریز سوبرین آن را غیر قابل نفوذ می کند .سوبرین یک مانع قوی برای حرکت آب واملاح محلول است بنابراین تمام مولکولهاییکه از عرض آندودرم منتقل می شوند باید از غشای پلاسمایی عبور کرده ووارو سیتوپلاسم سلولهای آندودرمی شوند .

جذب مواد معدنی :

حذب برخی مواد معدنی ار منطقه نوک ریشه وبرخی دیگر از کل سطح ریشه انجام می شود .منطقه دقیق ورود مواد معدنی به داخل سیستم ریشه موضوع جالب وقابل تاملی بوده است .بعضی از محققین ادعا کرده اند که جذب مواد غذایی فقط در مناطق نوک ریشه های اصلی یا فرعی انجام می گیرد (باریوسف وهمکاران 1974 فی وتینکر 1977 ) نتایج حاصل از آزمایشها بسته به عنصر مورد بررسی هر دو نظریه فوق را تائید می کنند .در جو جذب پتاسیم فسفات وآمونیم می تواند به راحتی وآزادانه از تمامی نقاط سطحریشه صورت پذیرد (کلارک سون وهانسون 1980 ).در مقابل این گونه به نظر می رسد که بیشترین جذب کلسیم در این گونه ها به مناطق  نوک ریشه محدود شده است .جذب آهن می تواند در منطقه نوک ریشه (مانند جو )ویا تمام سطح ریشه (مانند ذرت )صورت گیرد .(کلارک سون وساندر سون 1978 کاشیراد وهمکاران 1973 ).

             در خاک حرکت عناصر غذایی به طرف ریشه به دو روش جریان توده ای وانتشار صورت می گیرد .جریان توده ای به حالتی اطلاق می شود که در آن عناصر غذایی به کمک جریانی از آب به طرف ریشه حرکت می کنند .مقدار عنصر غذایی که از طریق جریان توده ای برای ریشه فراهم می شود بستگی به سرعت ورود آب به گیاه ومقدار عنصر موجود در محلول خاک دارد .در شرایط زیاد بودن سرعت حرکت آب  وبالا بودن غلظت مواد غذایی در محلول خاک جریان توده ای می تواند نقش مهمی را در تامین عناصر غذایی گیاه ایفاء کند .

             وقتی که عناصر غذایی از یک منطقه با غلظت بیشتر به منطقه ای با غلظت کمتر حرکت کند پدیده انتشار صورت می گیرئ .جذب عناصر غذایی به وسیله ریشه سبب کاهش غلظت عناصر در سطح ریشه شده واین امر باعث بر قراری شیب غلظت در محلول خاک اطراف ریشه می شود .انتشار عناصر غذایی می تواند سبب افزایش فراهمی مواد غذایی در سطح ریشه شود.

 

تولید حیوانات ترانس ژن

 

با عمر کوتاه او تولید موشهای با جثه بزرگ انتقال بیماری انسان به موش تولید گوسفند با پشم فراوان وتولید خوک با جثه بزرگ از هدفهای تولید حیوانات ترانس ژن می باشد یکی از حیوانات دستاورد ژنتیک کایمرا می باشد.

اکثر حیوانات ترانس ژن موش می باشد .چون هم تخمک وهم فرزند فراوان تولید می کند برای انتقال ژن به درون تخمک موش تخمک را با یک پیپت متصل به خلاءنگه داری نموده وبا سوزن ریز DNAرا وارد هسته می کنند .تخمک تغییر یافته را به موش انتقال می دهند . مشاهده هسته تخمک گوسفند وخوک بسیار مشکل است وحتی انتقال DNAبه هسته این حیوانات توسط متخصصین کار آزموده نیز مشکل می باشد .گوسفندان نه تنها تخمک کمی تولید می کنند بلکه انتقال تخمک دستکاری شده به مادر مشکل می باشد .علاوه بر آن تعداد فرزندان گوسفند کم است ولی تزریق ژن به خرگوش راحتر از خوک ودر خوک راحتر از گوسفند است .

             برای تولید گوسفندان با پشم فراوان ژن سنتز سیستئین باکتری را درشکمبه حیوان وارد کرده ودر سیرابی SH2ومتیونین به دام افتاده وسیستئین سنتز می شود .سیستئین باعث سنتز کراتین شده واین حیوانات پشم زیادی تولید می کنند .گاوهای ترانس ژن قادر به تولید اینتر فرون می باشند وموشهای ترانس ژن همراه با کمبود HPRTساخته شده اند .اما شاید حیوانات ترانس ژن هورمون وشیر زیاد تولید کنند ولی مستعد به عفونت می باشند وفاکتور انعقاد خون ندارند اکثرا نازا بوده ودر جوانی گرایش به مرگ دارند .بنابراین این سوال مطرح است که آیا پشم زیاد گوسفند از نظر اقتصادی برابری می کند ؟!

 

ساختن گیاهان دو رگه با استفاده از ادغام پروتوپلاستی :

برای ایجاد تغییرات ژنتیکی مطلوب در گیاهان بطور کلی دو روش غیر از آمیزش جنسی گیاهان وجود دارد .در روش اول انتقال ذمستقیم DNAبه درون پروتوپلاست است .این متد نسبتا سادهتر است وبرای خود محاسن ومعایبی را به همراه دارد .به عنوان مثال در بعضی گیاهان بویژه تک لپه ایها بکا ر گیری وکتورهای حامل ژن نتایج رضایت بخشی ارائه نمی دهد .در روش دوم هنگامی که پروتوپلاست های دو سلول دیپلوئید با هم تر کیب می شوند یک سلول تترا پلوئید بدست می آید در حالیکه در بعضی از گیاهان می توان از دانه گرده آنها سلول هاپلوئید تولید کرد وبا الحاق چنین پرو توپلاستهای هاپلوئیدی امکان تولید گیاه دیپلوئیدی وجود دارد .شاید بدین طریق بتوان گیاهانی را که از نظر نا سازگاری جنسی دو رگه نمی شوند از طریق الحاق پرو توپلاستی گیاه دورگه بارور ایجاد کرد .

             تولید گیاهان هیبرید از طریق تولید مثل جنسی وهمچنین کشت سلولی والحاق پرو توپلاست روشهایی می باشند که باعث ایجاد نوترکیبی در گیاهان می شود .دانشمندان تمایل دارند به همان گونه که ژنی را وارد مخمر ویا باکتری می کنند بتوانند ژنی را به سلول گیاهی وارد کنند .این موضوع طی دو مرحله اساسی شکل خواهد گرفت

اول :بدست آوردن ژنهای خاص  دوم :انتقال آن به کروموزوم گیاه . متاسفانه شناسایی قطعه خاص مورد نظر از میان مجموعه کلونها بسیار مشکل است بویژه برای ژنهایی که خصیصه هایی همچون بازده محصول یا تولید محصول را تحت تاثیر قرار می دهند وآنهایی که پلی ژنیک می باشند ومشخص نیست که کدام قسمت ژن در تولید صفت خاص نقش دارندبهر حال یکی از راههای ایجاد نو ترکیبی در گیاه استفاده از باکتری آگرو باکتریوم  می باشد این باکتری حاوی پلاسمیدی بنام Tiمی باشد که ایجاد تومور در بعضی از گیاهان می کند .

منابع :

مبانی زیست شناسی مولکولی ومهندسی ژنتیک                           گیتی امتیازی  انتشارات مانی

فیزیولوژی گیاهی تایز وزایگر  جلد اول                                   ترجمه : محمد کافی مهرداد لاهوتی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 10:8  توسط زهرا حسینی  | 
جمشید اقبالی

غلام رضا حجتی

محمود عسگری

حسن بلیاد

دکتر شریعت مداری

مرتضی عصاریان

مهدی حقایقی

رضا پور یعقوب

احمد خر قانی

مهدی نظری

خانم قربانیان

خانم باصری

خانم شجاعی

خانم فروغی

خانم دلداری

خانم اقدسی

خانم مولوی

خانم زهراحسینی

خانم روزپیکر

خانم صمدی

خانم محمد پور

خانم ربابه حسینی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9:2  توسط مهدی حقایقی  | 

مقدار خون در قسمتهای مختلف گردش خون :

بیشترین میزان خون موجود در گردش خون در ورید های سیستمیک جای دارد . تقریبا 84 در صد خون بدن در گردش بزرگ قرار دارد به این ترتیب که 64 درصد در وریدها 13 درصد در شریانها و7 درصد در آرتریولها ومویرگهای سیستمیک جای دارد . قلب محتوی 7درصد خون ورگهای ریوی محتوی 9 درصد خون هستند .

فشار در قسمتهای مختلف گردش خون :

چون قلب خون را بطور مداوم به داخل آئورت تلمبه مزند فشار در آئورت بالا بوده وبطور متوسط 100 میلیمتر جیوه است . چون عمل تلمبه زدن قلب بطور منقطع انجام می شود فشار شریانی بین یک فشار سیستولیک 120 ویک فشار دیاستولیک 80 میلیمتر جیوه نوسان می کند بتدریج که خون در گردش بزرگ جریان می یابد فشار آن بطور پیشرونده کاهش می یابد ودر زمان رسیدن به انتهای وریدهای اجوف در دهلیز راست به تقریبا صفر میلیمتر جیوه می رسد .

         فشار در مویرگهای گردش سیستمیک از مقداری به زیادی 35 میلیمتر جیوه در نزدیکی  انتهای آرتریولی تا مقداری به اندکی 10 میلیمتر جیوه در انتهای سیاهرگی آنها تغییر می کند ام فشار متوسط عملی آنها در بیشتر بسترهای عروقی حدود 17 میلیمتر جیوه  است که به اندازه کافی پائین است بطوریکه مقدار بسیار ناچیزی از پلاسما بخارج از مویرگها ی متخلخل نشت می کند با وجود اینکه مواد غذایی می توانند به آسانی به سوی سلولهای بافتی انتشار یابند.

         در شریانهای ریوی درست مثل آتورت فشار متغیر ونبض دار اما مقدار فشار بسیار کمتر یعنی با یک فشار سیستولی حدود 25 میلیمتر جیوه ویک فشار دیاستولی 8 میلیمتر جیوه ویک فشار متوسط شریانی ریوی فقط 16 میلیمتر جیوه است . فشار مویرگهای ریوی بطور متوسط فقط 7 میلیمتر جیوه است . با این وجود میزان جریان کل خون در ششها در هر دقیقه با میزان جریان خون در گردش سیستمیک برابر است . فشارهای پائین دستگاه گردش ریوی با نیازهای ریه ها مطابقت دارد زیرا تمام چیزی که مورد نیاز است قرار دادن خون در مویرگهای ریوی در معرض اکسیژن وسایر گازها ی موجود در حبابچه های ریوی است ودر فواصلی که خون باید طی کند تا به قلب باز گردد همگی کوتاه هستند .

ساختار مگاسپور در بازدانگان :

مگاسپورها درون مگاسپورانژ ها ودرون تخمکها ایجاد می شوند که در قاعده فلسهای مخروط ماده قرار دارند . مخروط یا استروبیلوس ماده نسبت به مخروطهای نر بسیار بزرگتر است . در کاج لامبرتیانا طول مخروط ماده به 6 دسیمتر ووزن مخروط در کاج کولتری به 3/2 کیلو گرم می رسد . هنگام بلوغ مخروطهای ماده دارای فلسهای چوبی بوده وبه همراه براکته های آشکار بین آنها با نظم مارپیچی حول محور مخروط قرار می گیرند . این مخروطها بر روی شاخه های بالایی همان درختی که مخروط نر دارد ظاهر می شوند . تخمکها که به صورت جفت در قاعده هر فلس مخروط نا بالغ وجود دارند درشت تر وپیچیده تر از میکروسپورانژهای موجود در مخروطهای نر می باشند .هر تخمک حاوی یک مگاسپورانژ است که درون بافت مغذی پر سلولی بنام خورش قرار گرفته وبه وسیله یک لایه اینتگومنت ضخیم محصور شده است . اینتگومنت یا پوسته دارای یک روزنه بنام سفت است که به سمت مرکز مخروط باز می شود . اینتگومنت بعدا به پوست دانه تبدیل می گردد .

         یک سلول مادر مگاسپور درون مگاسپورانژ (خورش ) در هر تخمک تقسیم میوز انجام داده وتولید یک ردیف مگاسپور تا اندازه ای درشت می کند . بزودی همه مگاسپورها بجز یکی به تحلیل می روند .یک سلول باقی مانده به کندی وبعد از چند ماه به گامتوفیت ماده

 

تبدیل می شود که سرانجام دارای چند هزار سلول می شود . در پایان رشد گامتوفیت 2 تا 6 آرکگون در یک انته وزیر سفت تمایز حاصل می کند . هر آرکگن دارای یک تخم زا نسبتا بزرگ می باشد .اغلب وقتی که مقطع نازک رنگ آمیزی شده ای از تخمک کاج زیر میکروسکوپ مشاهده می شود تنها یک آرکگن وتخم زا ممکن است مشاهده شود ویا منفذ سفت ممکن است ناپیدا باشد .این وضعیت به کرات اتفاق می افتد زیرا تیغی که مقطع گرفته درست از وسط تمام ساختمانها نگذشته است .

         مخروطهای ماده که معمولا در ابتدا قرمز رنگ هستند دو فصل طول می کشد تا بالغ شده سبز رنگ وسپس چوبی وقهوه ای رنگ می شود . طی بهار اول فلسهای مخروطهای قرمز رنگ نابالغ باز وپخش می باشند . در این زمان دانه های گرده به وسیله باد منتقل شده وبین فلسها پاشیده می شوند در آنجا دانه های گرده به قطرات چسبناکی از مایع که از سفت به بیرون تراوش شده است می چسبند . به تدریج که مایع بخار شده وخشک می شود دانه های گرده به درون کشیده می شوند .

 

                                منابع :  مبانی بیولوژی گیاهی       ک- ار – استرن                           ترجمه پروفسور هرمزدیار کیانمهر    

                                                    فیزیولوژی پزشکی             آرتور گایتون                            ترجمه فرخ شادان

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:27  توسط محمد جباری  | 
 
  بالا